نظر علي الطالقاني
347
كاشف الأسرار ( فارسى )
به اندازهء ايشان و ظاهر است كه سرّ همهء اينها لزوم ظلم است و البته هر ظلم را قصاص است . و بعضى از حكماى كامل را اعتقاد اين است كه آنچه از ايشان به مقام خيال و خواب ديدن و قالب مثال رسيدهاند ارواح ايشان بعد از مردن خواهد بود و چون از لسان اهل عصمت زياده از اين كه گفتيم به ما نرسيده به همين اكتفا شد و هو العالم . حال به يارى قائم ( ع ) عجّل اللّه فرجه اشاره نمائيم به حساب خدا و گرفتن خدا حق خود را . بدان كه از آنچه گفتيم از عقل و نقل و احاديث ديگر ظاهر است كه اين حساب در اواخر كارها و عقبهها است زيرا كه اكثر عقبات حقوق و مظالم مردم است . و حضرت باقر ( ع ) در حديث طولانى كه ان شاء اللّه خواهد آمد فرمود چون روز قيامت شود محشور شوند و جمع گردند مردم از براى حساب ، مىگذرند بر هولهاى روز قيامت و به عرصهء حساب نمىرسند مگر بعد از آنكه مشقت بسيار بكشند . 151 و عيّاشى روايت كرده كه مردى به خدمت امير المؤمنين ( ع ) آمد و دعواى تناقض در آيات قرآن مجيد نمود ، از آن جمله گفت در يك موضع فرموده سخن نمىگويد مگر كسى كه او را رخصت دهد و حرف حقى بگويد و در جاى ديگر مىفرمايد مشركان مىگويند قسم به خدا كه ما مشرك نبوديم و ايضا مىفرمايد كه تكفير مىكنند بعضى از ايشان بعضى را و لعن مىكنند بعضى از ايشان بعضى را و در جاى ديگر مخاصمهء اهل جهنم را بيان نموده و در جاى ديگر فرموده كه مهر بر دهان ايشان مىگذاريم و دستها و پاهاى ايشان گواهى مىدهند ؛ اينها همه نقيض يكديگرند . حضرت فرمود اينها در يك موطن نيست كه نقيض يكديگر باشند بلكه در مواطن متعدّدهء روز قيامت است كه مقدارش پنجاه هزار سال است ، پس حق تعالى جمع مىكند ايشان را در يك موطن كه يكديگر را مىشناسند و استغفار مىكنند بعضى از ايشان براى بعضى و اينها گروهىاند كه ظاهر شده از ايشان اطاعت رسولان و اتباع ايشان و معاونت نمودهاند بر نيكى و تقوى در دنيا ؛ و لعنت مىكنند اهل معاصى يكديگر را و آنها جماعتى هستند كه ظاهر شده از ايشان معصيتها در دار دنيا و معاونت كردهاند بر ظلم و عدوان ؛ و متكبران و ظالمان لعنت مىكنند بعضى از ايشان بعضى را و تكفير يكديگر مىكنند . و در موطن ديگر بعضى از بعضى مىگريزند چنانچه فرموده روزى كه آدمى از برادر خود و مادر خود و پدر خود و زن خود و پسران خود