نظر علي الطالقاني

340

كاشف الأسرار ( فارسى )

فاطمه ( ع ) و او را محزون ديد ، سؤال كرد ، در جواب گفت يا ابة ذكرت المحشر و وقوف النّاس عراة يوم القيمة : اى پدر به خاطر آوردم محشر را و برهنه ايستادن مردم را در روز قيامت . قال يا بنيّة انّه ليوم عظيم : فرمود اى دختر به درستى كه آن روز روز عظيمى است ؛ تا آنكه فرمود ، خدا در قيامت به تو فرمايد اى فاطمه چه حاجت دارى . تو گوئى يا ربّ شيعتى شيعتى : شيعيانم شيعيانم حاجت من است . پس سير كنى تو و با تو باشد شيعهء تو و شيعهء ولد تو حسين ( ع ) و شيعهء امير المؤمنين ( ع ) آمنة روعاتهم مستورة عوراتهم : در حالتى كه تمام شده باشد خوف ايشان و پوشيده باشد عورات ايشان ، الحديث . 131 و از اين قبيل شواهد بسيار است . پس برهنگى مخصوص كفار و منافقين است با آنكه اخبار برهنگى عام است و اخبار پوشيدگى همه مخصوص مؤمنان و شيعيان است و ميان عام و خاص منافاتى نيست ، فافهم . مطلب اوّل در بيان ميزان يعنى ترازوى اعمال . بدان كه در ميان مسلمين خلافى نيست در حقيقت ميزان و در آيات بسيار ذكر شده . فرمود در ( اعراف ) : وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ الخ ، يعنى وزن و سنجيدن اعمال در روز قيامت حق است ، پس هر كه سنگين باشد ترازوهاى او پس اين‌ها رستگارانند و هر كه سبك باشد ترازوهاى او پس ايشانند كسانى كه زيان كرده‌اند نفس‌ها و جان‌هاى خود را به سبب ظلمى كه پيوسته مىكردند . 132 و در ( مؤمنين ) نيز قريب به همين مضمون . 133 و در ( انبياء ) : وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ الخ ، يعنى و مىگذاريم ترازوهاى عدالت را از براى روز قيامت پس ظلم نمىشود نفسى هيچ و اگر از اعمال او به قدر دانهء خردلى باشد مىآوريم آن را و ما كافى هستيم از براى حساب كشيدن . 134 و آيات و احاديث بسيار است . پس در اصل ميزان شكى نيست و اشكال در حقيقت آن است . جمعى از علماء فقه و كلام و تفسير فرموده‌اند مراد از ميزان همين ظاهر است كه خدا در قيامت ترازويى نصب نمايد مثل ترازوى دنيا كه شاهين و دو كفّهء بزرگ داشته باشد و اين‌ها خلاف كرده‌اند كه چه چيز را مىكشند . بعضى گفته‌اند چون اعمال عرضند و سبكى و سنگينى ندارند پس به اندازهء آنها صحيفه‌ها و نامهء اعمال سنگين و سبك مىشود و آنها را در ترازو مىگذارند . و بعضى ، به قاعدهء تجسّم اعمال ، گفته‌اند كه اعمال مصوّره را وزن