نظر علي الطالقاني
270
كاشف الأسرار ( فارسى )
امير المؤمنين ( ع ) در ثوبه كه موضعى است از كوفه . در آنجا مسجدى بنا كنند كه دوازده هزار در داشته باشد . 205 و سيّد بن طاووس از عمران روايت كرده كه مجموع عمر دنيا صد هزار سال است ، بيست هزار سال دولت ساير مردم است و هشتاد هزار سال ايام دولت محمّد و آل محمّد است ( ص ) . و سيّد فرموده كه اين روايت را در كتاب ظهير بن عبد اللّه ، مبسوطتر از اين ديدهام . و صادق ( ع ) فرمود : چون قائم ( ع ) ظاهر شود و داخل كوفه گردد ، حقّ تعالى از پشت كوفه هفتاد هزار صدّيق را مبعوث خواهد نمود كه در ميان اصحاب او و از ياوران او باشند . 206 و در حديث ديگر فرمود كه شيطان لعنه اللّه از خدا سؤال كرد كه او را مهلت دهد تا روز قيامت كه مردم زنده مىشوند . خداى تعالى ابا نمود و فرمود تو را مهلت دهم تا يوم وقت معلوم . چون آن روز شود ظاهر شود شيطان با جميع اتباعش از روزى كه خدا آدم را خلق كرده است تا آن روز ، و حضرت امير المؤمنين بر گردد و اين آخر برگشتنهاى آن حضرت است . راوى گفت مگر رجعتهاى بسيار خواهد كرد ؟ فرمود بلى ، و هر امامى كه در قرنى بوده باشد نيكوكاران و بدكاران زمان او با او بر مىگردند تا خداى تعالى مؤمنان را بر كافران غالب گرداند و مؤمنان از ايشان انتقام بكشند . چون آن روز شود حضرت امير المؤمنين ( ع ) برگردد با اصحابش و شيطان بيايد با اصحابش و ملاقات ايشان در كنار فرات واقع شود نزديك به كوفه ، پس قتالى واقع شود كه هرگز مثل آن واقع نشده باشد . گويا مىبينم اصحاب حضرت امير المؤمنين را كه صد قدم به پشت برگشتهاند و پاى بعضى در ميان آب فرات داخل شود پس ابرى به زير آيد از آسمان كه پر شده باشد از ملائكه ، و رسول خدا ( ص ) حربهاى از نور در دست داشته باشد و در پيش آن ابر آيد . چون نظر شيطان بر آن حضرت افتد نكث على عقبيه به عقب بر گردد و اصحابش به او گويند اكنون كه ظفر يافتى به كجا مىروى ؟ او گويد إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ 207 ( انفال ) يعنى من مىبينم آنچه شما نمىبينيد ، من مىترسم از پروردگار عالميان . پس حضرت رسول به او برسد و حربه را در ميان دو كتفش بزند كه او و اصحابش همه هلاك شوند . پس بعد از آن همهء مردم خدا را به يگانگى بپرستند و هيچ چيز را با خدا شريك نگردانند و حضرت امير المؤمنين ( ع ) چهل و چهار هزار سال پادشاهى كند تا آنكه يك مرد از شيعيان آن حضرت هزار فرزند از صلب او متولّد شود ، همه پسر ، هر سال