نظر علي الطالقاني

264

كاشف الأسرار ( فارسى )

محض بوده ، همگى زنده خواهند شد و از براى جميع ائمّه و مؤمنان ، ايشان را عذاب خواهند كرد حتّى آنكه در شبانه‌روزى هزار مرتبه ايشان را بكشند و زنده كنند پس خدا به هر جا خواهد ايشان را ببرد و معذّب گرداند . پس حضرت بعد از اين فقره كيفيّت خرابى بغداد و خروج جوان حسنى به جانب ديلم و قزوين ، كه پيش اشاره شد ، بيان نمود . آن گه مفضّل پرسيد كه ديگر قائم ( ع ) چه‌كار خواهد كرد ؟ فرمود لشكرها بر سر سفيانى خواهد فرستاد تا آنكه او را بگيرند در دمشق و بر روى صخرهء بيت المقدّس ذبح نمايد . پس حضرت امام حسين ( ع ) ظاهر شود با دوازده هزار صديق و هفتاد و دو نفر كه با او در كربلا شهيد شدند و هيچ رجعتى از اين رجعت خوشتر نيست . پس بيرون آيد صدّيق اكبر امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) و براى او قبّه‌اى در نجف اشرف نصب كنند كه يك ركنش در نجف اشرف باشد و يكى در بحرين و يكى در صنعاى يمن و ركن چهارم در مدينهء طيّبه و گويا مىبينم قنديلها و چراغهايش را كه آسمان و زمين را روشنى مىدهد زياده از آفتاب و ماه . پس بيرون مىآيد سيّد اكبر محمّد رسول ( ص ) با هر كه ايمان آورده باشد به آن حضرت از مهاجر و انصار و غير ايشان و هر كه در جنگهاى آن حضرت شهيد شده باشد ، پس زنده مىكنند جمعى را كه تكذيب آن حضرت كرده بودند و شكّ مىكردند در حقّيّت او يا ردّ گفتهء او مىنمودند ، مىگفتند ساحر است و كاهن است و مجنون است و به خواهش خود سخن مىگويد ، و هر كه با او جنگ كرده باشد و نزاع نموده باشد ، همه را به جزاى خود مىرساند . و همچنين بر مىگرداند يك يك از ائمّه را تا صاحب الامر ( ع ) و هر كه يارى ايشان كرده تا خوش‌حال شوند و هر كه از ايشان دورى كرده تا آنكه پيش از آخرت به عذاب و خوارى دنيا مبتلا گردند و در آن وقت ظاهر مىشود تأويل آيهء وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ 177 الخ كه پيش اشاره شد . مفضّل پرسيد كه رسول خدا ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) با حضرت صاحب الامر ( ع ) خواهند بود ؟ فرمود بلى ناچار است كه ايشان جميع زمين را بگردند حتّى پشت كوه قاف و آنچه در ظلمات است و جميع درياها را تا آنكه هيچ موضعى از زمين نماند مگر آنكه ايشان طى نمايند و دين خدا را در آنجا برپا دارند . پس فرمود گويا مىبينم اى مفضّل آن روز را كه ما گروه امامان نزد جدّ خود رسول خدا ايستاده باشيم و به آن حضرت شكايت كنيم آنچه بر ما واقع شد از امّت جفا كار بعد از وفات آن حضرت ، پس ابتدا كند حضرت فاطمه ( ع ) و شكايت كند از ابو بكر و عمر . تا آنكه فرمود پس نماند احدى از كشندگان ما و ستمكاران بر ما و آنها كه