نظر علي الطالقاني
254
كاشف الأسرار ( فارسى )
شده بود و به ما نرسيده بود همه را بر ما خواند . پس بخواند قرآن را به نحوى كه حقّ تعالى بر حضرت رسول نازل ساخته بىآنكه تغيير و تبديل يافته باشد چنانچه در قرآنهاى ديگر شده . پنجم آنچه وارد شده كه در خلوات ائمّه را مىديدند كه قرآن را به طور ديگر داشتند مىخواندند . چون سؤال مىكردند ، مىفرمودند بر شما حرجى نيست ، همان قرآن كه در نزد شما است بخوانيد . ششم آنچه وارد شده كه اين آيه چنين بود ، و اين سوره به قدر بقره يا فلان قدر بود ، و ميان اين كلمه و آن كلمه اين قدر افتاده ، و اينجا چنين نازل شده بود . و اين گونه اخبار بيرون از شمار است . هفتم آنچه وارد شده كه چون معصوم ( ع ) بيان آيات و تفسير كلمات مىفرمود ، بلا تأمّل راوى سؤال مىكرد كه اين تنزيل است يا تأويل ؟ يعنى اين الفاظ كه فرمودى جزء قرآن است و اين طور نازل شده بود و دشمنان انداختند يا آنكه بيان معنى و تأويل قرآن است ؟ و اين معنى مسلّمى و ذهنى اصحاب ائمّه ( ع ) بوده . و اين قسم اخبار نيز بيرون از شمار است . هشتم آنچه از ادعيّه ، مثل دعاى صنمى قريش و غير آن ، مستفاد مىشود . چند فقره از زيارات كتاب تحفه ذكر نمائيم . در زيارت دوّم و سوّم هر دو هست و حرّفوا كتابك 133 . و در زيارت جامعهء اوّل است و احى به ما بدّل من كتابك : 134 احيا كن به قائم ( ع ) آنچه تبديل شده از كتاب تو . و در جامعهء سوّم است و حرّفت القرآن 135 : بيعت شوم ايشان تحريف نمود قرآن را . و نظير اين الفاظ بسيار است در ادعيّه و زيارات . ملتفت باش . نهم آنچه وارد شده كه امّت به ثقلين هر دو ظلم و جفا كردند يكى را كه اهل بيت بود به ظلم و ستم شهيد كردند و آن ديگر را كه قرآن بود تحريف و تغيير دادند و كم و زياد نمودند . دهم آنچه در تفسير آيهء لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ 136 ( واقعه ) ذكر شده كه چون عمر خليفه شد خواست كه قرآن حضرت امير را بگيرد و در ميان خودشان آن را نيز تحريف نمايند . عرض كرد يا ابا الحسن اگر بياورى حالا آن قرآن را كه در زمان ابو بكر آوردى ما همه بر قبول او اتّفاق مىنموديم . فرمود هيهات شما را به سوى او راهى نيست . تا آنكه