نظر علي الطالقاني
247
كاشف الأسرار ( فارسى )
شديم و سيّد هم در مجلس افاده قرار گرفت ، ناگاه صدائى از بيرون مسجد به گوشم رسيد . به سيّد گفتم اين چه صدا است ؟ گفت هر روز جمعهاى كه به نيمهء ماه افتد امراء لشكر ما سوار شده ، منتظر فرج مىباشند . پس به جهت تماشاى ايشان از سيّد اذن طلبيدم . اذن داد ، بيرون رفتم . ناگاه جمع كثيرى ديدم كه تسبيح و تهليل و حمدگويان و از خدا فرج امام قائم ( ع ) را مسئلت مىنمايند . بعد از آن به مسجد برگشتم . سيّد گفت آيا لشكر را ديدى ؟ گفتم آرى . گفت آيا امراى ايشان را شمردى ؟ گفتم نه . گفت كه عدد ايشان سيصد است ، سيزده نفر باقى مانده . گفتم اى سيّد ، فرج كى خواهد شد ؟ گفت علم او در نزد خدا است و لكن براى اين امر پارهاى علامات هست . بعد قدرى ذكر علامات كرده . اين نحو در كتاب بحار ذكر شده . 106 و در كتاب تحفة المجالس چنين ذكر كرده كه سيّد فرمود امراء ايشان را شماره نمودى ؟ گفتم نه و اللّه . فرمود عدد ايشان سيصد و يازده است و به درستى كه آنچه مانده از امراء ، دو امير ديگر است . 107 و مجلسى ( قدّس سره ) در بحار بابى جدا وضع نموده در بيان كسانى كه نزديك به زمان او شده ، حضرت قائم ( ع ) را ديدهاند ، و اين حكايت را در ضمن آنها ذكر كرده . در اوّل باب مىفرمايد كه چون مطالب اين باب را در كتابهاى معتبر نديدم لهذا در ذيل ساير بابها ذكر نكردم . و بالجمله ، ما به يارى قائم عجّل اللّه فرجه قطعى سازيم و بديهى نمائيم كه تمام اين سيصد و سيزده نفر همگى از اهل همان زمان ظهور حجّة اللّه و بقيّة اللّه مىباشند و همگى در وقت خواندن و طلبيدن قائم ( ع ) زنده و بر روى زمين در اطراف عالم پراكنده هستند به چند دليل . اوّل آنكه بالبديهه قبل از چهارده معصوم صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين احدى را رجعتى و بازگشتى به دنيا نيست . دوّم آنكه رجعت ، مدّتى بعد از زمان ظهور خواهد بود و اين بزرگواران همان شب اوّل در مكّه به خدمت قائم مشرّف مىشوند كه هنوز احدى از ملائكه و جنّ و انس به آن حضرت بيعت نكرده و هنوز بعضى از علامات ظهور از براى اهل عالم ، مانند قتل نفس زكيّه و نداى منادى حقّ و نداى شيطان ، به ظهور نپيوسته . سوّم ، احاديث بسيار بر طبق مدّعاى ما از معدن عصمت به ظهور پيوسته و ما به ذكر بعضى از بحار مجلسى ( قدّس سره ) تبرّك جوئيم . سيّد السّاجدين ( ع ) فرمود آنان كه از رختخوابشان مفقود و ناياب مىشوند سيصد و