نظر علي الطالقاني

238

كاشف الأسرار ( فارسى )

رفتنى نيست تا ردّ و قبول در ميان آيد . پس هيچ يك از فقرات تفسير آن جليل الشّأن پسنديده نيست و علماء را نيز اعتقاد و رأى آن است . و ايضا از احاديث ديگر و كلمات شيعه و سنّى ظاهر مىشود كه اوّل زمان قبول نكردن توبه همان زمان مهر زدن حضرت امير ( ع ) است و زمان طلوع كردن آفتاب از مغرب ، و اين مدّتى بعد از زمان رجعت ائمّه و رجعت بسيارى از نيكان و بدان خواهد بود چنانچه در حقّ اليقين از سيّد الشهداء ( ع ) حديث مطوّلى نقل مىكند و در آن حديث آن بزرگوار بعد از بيان رجعت خود و رجعت پدر بزرگوار خود مىفرمايد : پس آنگاه حضرت امير ( ع ) شمشير حضرت رسول ( ص ) به من دهد و مرا به جانب مشرق و مغرب فرستد . تا آنكه فرمود : و جزيه را بر طرف كنم و يهود و نصارى و ساير ملل را مخيّر كنم ميان اسلام و شمشير ، پس هر كه مسلمان شود بر او منّت گذارم و هر كه اسلام را نخواهد خونش را بريزم . 64 و ايضا در همان حديث مفضّل است كه حضرت قائم ( ع ) از هيچ كس به غير دين حقّ قبول نكند ، يعنى از ايشان دين حقّ و اسلام را قبول كند . و ايضا شيعه و سنّى دابّة الارض و طلوع آفتاب از مغرب و شكستن سدّ و خروج يأجوج و مأجوج و دخان كه در حم دخان است ، اينها را از اشراط و علامات قيامت شمرده‌اند و با هم ذكر كرده‌اند كه بايد نزديك قيامت و نفخهء اوّل ظاهر شوند و كفر و ايمان اضطرارى گردند . خلاصه در ايمان و توبه باز است تا آنكه خداوند عالم چندان از آيات بديهى و بيّنات قطعى از ظهور آن نور و رجعت ائمّه ( ع ) و برگشتن پيغمبران و زنده شدن بسيارى از مردگان چه از مؤمنان و چه از كافران و ظهور قرآن تمام و فرقان و غير اينها چندان بفرستد و آشكار نمايد كه هر كه با وجود همهء آنها باز ايمان نياورد ديگر ايمان ايشان از حيّز امكان بيرون است . و ايضا اهل ايمان را به سبب فتنه و خروج دجّال و سفيانى و نداى شيطانى و غير اينها چندان امتحان نمايد كه ديگر كفر ايشان ممكن نيست . آن گه قسيم الجنّة و النّار همان زمان كه قريب به قيامت و نمونهء آخرت است ظاهر شود و ايشان را تقسيم نمايد و مصداق سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ 65 ( فتح ) ، در پيشانى مؤمنان و مصداق يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ 66 ( الرّحمن ) در پيشانى كافران ظاهر سازد . فقرهء هفتم . فرمود پايتخت آن حضرت شهر كوفه خواهد بود و مجلس ديوان و حكمش مسجد كوفه خواهد بود و در كافى و جلد غيبت بحار اخبار بسيار دارد كه حكم