نظر علي الطالقاني

239

كاشف الأسرار ( فارسى )

قائم ( ع ) مانند حكم داود است كه شاهد و بيّنه نمىخواهد و حكم به باطن مىنمايد و بىبيّنه حق را به صاحبش مىرساند . و در صافى در تفسير آيات سدّ كه در كهف است از صادق ( ع ) روايت مىكند كه آن بزرگوار تفسير مىكند سدّ را به تقيّه و عوض او در اين امّت تقيّه را قرار مىدهد تا آنكه فرمود فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ 67 : پس وقتى كه بيايد وعدهء پروردگار من مىگرداند سدّ را مندكّ و پراكنده . فرمود رفع تقيّه است در نزد كشف ، يعنى در ظهور قائم ( ع ) ( فانتقم من اعداء اللّه ) 68 : پس انتقام كشيده مىشود از دشمنان خدا . فقرهء هشتم . فرمود اجابت نمايند او را گنجهاى خدا در طالقان كه مردان چندند مانند پاره‌هاى آهن در شجاعت و عزم و صلابت ، چنانچه پيش گذشت . و در بحار اخبار و احاديث بسيار آورده كه ائمه ( ع ) فرمودند چون صاحب اين امر خروج نمايد به هر مردى از شيعيان قوّت چهل مرد داده مىشود و دلها مانند پاره‌هاى آهن مىباشد به نوعى كه اگر آنها را به كوهها بزنند شكافته مىشود . 69 و صادق ( ع ) فرمود خداى تعالى بيم و ترس را از دلهاى شيعيان ما بر مىدارد و در دلهاى دشمنان قرار مىدهد ، پس هر يكى از شيعيان ما از نيزه كارگرتر و گذرنده‌تر و از شير دليرتر مىباشند ، با دستش نيزه و شمشير مىزند و با پاهايش پايمال مىگرداند . 70 و احاديث به اين مضامين بسيار است . و حضرت باقر ( ع ) فرمود كه هر كه از آفت رسيدگان دريابد قائم اهل بيت مرا ، از آفت پاك مىشود و شفا مىيابد . 71 و سيّد ساجدين ( ع ) فرمود چون قائم ( ع ) قيام مىكند خداوند عالم از همهء مؤمنان آفت و ضعف و سستى را زايل مىكند و قوّتهاى ايشان را بر مىگرداند و دوباره به ايشان عطا مىفرمايد . 72 و قريب به اين مضامين نيز هست . و مراد از آفت عيب بدنى است مانند كورى و كرى و لنگى و مثل اينها . فقرهء نهم . صادق ( ع ) فرمود بعد از آن مهدى ( ع ) به كوفه بر مىگردد و آسمان به آنجا ملخ طلا مىبارد ، چنان كه در بنى اسرائيل به ايّوب ( ع ) باريد ، و خزاين زمين را از طلا و نقره و جواهر به اصحاب خويش قسمت مىنمايد . و ايضا مفضّل در غير اين حديث طولانى روايت كرده كه صادق ( ع ) فرمود كه چون قائم ما قيام نمايد زمين به نور پروردگار خود نورانى و روشن مىگردد و خلايق از نور و روشنائى آفتاب مستغنى و بىنياز مىشوند و تاريكى زايل مىگردد و مردم در ايّام سلطنت آن حضرت بسيار عمر مىكنند ، حتّى براى شخص هزار پسر متولّد مىشود و در ميان ايشان هرگز اناث متولّد نمىشود ، و زمين خزاين