نظر علي الطالقاني
223
كاشف الأسرار ( فارسى )
عمل او است و نيّت كافر بدتر از عمل او است و هر عاملى بر طبق نيّت خود عمل مىكند . 25 و صادق ( ع ) فرمود كه اهل جهنّم مخلّد نشدند در آتش مگر به جهت آنكه نيّاتشان اين بود كه اگر در دنيا مخلّد باشند خدا را هميشه معصيت كنند ، و مخلّد نشدند اهل بهشت در بهشت مگر به جهت آنكه نيّاتشان اين بود كه اگر در دنيا مخلّد بمانند هميشه خدا را اطاعت نمايند ، پس به سبب نيّات مخلّد شدند اينها و اينها ، پس خواند قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ 26 ( بنى اسرائيل ) قال ( ع ) على نيّته 27 . يعنى بگو اى پيغمبر هر كسى عمل مىكند بر طبق نيّت خود ، يعنى داعى بر عمل هر كسى ملاحظهء فائده است به حسب اعتقاد او كه عمل را به جهت حصول و ترتّب او مىكند و او را كمال خود مىداند و ميانهء او و او لا بدّ مشاكله و مشابهتى ضرور است زيرا كه شخص ، چنانچه مكرّر بديهى نمودهايم ، به مشابه خود مايل و طالب است و از ضدّ خود بر حذر و هارب است . و فرمود ( ع ) : عبد مؤمن فقير مىگويد اى پروردگار من روزى وسيع كرامت كن مرا تا چنين و چنان از برّ و وجوه خير نمايم . و چون خدا اين عزم را به صدق نيّت از او داند مىنويسد از براى او از اجر مثل همان را كه اگر عمل مىكرد مىنوشت . 28 و باقر و صادق ( ع ) هر دو فرمودند : هر كه برسد به او ثواب عملى و عمل با ثوابى پس به جا آورد او را به قصد آن ثواب ، خدا همان را به او مىدهد اگر چه آنچه به او رسيده بود خلاف واقع باشد . 29 و احاديث ديگر نيز در كافى هست ، به همين اكتفاء شد . و ديدهاى كه در دعاهاى ماه مبارك رمضان چقدر ذكر شده كه خدايا روزى كن به من حجّ را امسال و هر سال ، با آنكه حجّ هر ساله در حقّ غالب ناس محال عادى است . و چه بسيار ذكر شده كه بنويس مرا از حاجيان . و در ادعيّه مبعث و غدير و متعلّق به قائم ( ع ) چقدر اظهار شده كه كاش بودم و بيعت مىكردم ، و كاش برسم و مرا برسان و هكذا از اين مضامين بىنهايت . و سرّ همه همان اظهار نيّت و عزم و شوق است . و خداوند حكيم در سورهء و الصّافّات به حضرت ابراهيم ( ع ) مىفرمايد قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا 30 يعنى آنچه در خواب تو را امر كرديم كه فرزند خود را ذبح كن ، به همين نيّت درست و همّت تمام كه او را خوابانيدى و كارد كشيدى و ما مانع شديم ، به جا آوردى و به اتمام رسانيدى . و ائمّه ( ع ) فرمودند كه حضرت قائم ( ع ) ذرّيّه و نسل قاتلان سيّد الشهداء را به قتل مىآورد . عرض كردند تقصير ايشان چيست ؟ فرمودند كه راضى به فعل آباء خود بودند و