نظر علي الطالقاني
224
كاشف الأسرار ( فارسى )
راضى به فعل مثل عامل او است . 31 و در زيارات لعن نمودهاند هم قاتلان و هم ظالمان و هم راضيان را . و هم فرمودند اگر خواهى ثواب شهيدان كربلا داشته باشى هر وقت كه مصيبت آن حضرت را به يادآورى بگو يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزا عظيما يعنى كاش بودم با ايشان پس فايز مىشدم به فوز عظيم ، يعنى شهيد مىشدم . در زيارت جامعهء سوّم كه در تحفهء مجلسى ( قدّس سره ) مذكور است ، يك فقرهء او اين است كه ما شاهد مىگيريم خدا را كه ما شركت نموديم اولياى شما و انصار شما را كه پيشى گرفتند در ريختن خونهاى ناكثين و قاسطين و مارقين و قاتلان سيّد الشهداء ( ع ) روز كربلا ، به نيّات و دلها و تأسّف بر فوت اين مواقفى كه حاضر شدند به جهت يارى شما . 32 و در اوايل نهج البلاغه است كه چون خداوند عالم حضرت امير را به اصحاب جمل ظفر بخشيد يكى عرض كرد بسيار دلم مىخواست كه فلان برادر من با ما بود تا ببيند نصرتى كه خدا به تو بر دشمنان تو داد . فرمود : اهوى اخيك معنا : آيا ميل و دل برادرت با ما است ؟ عرض كرد بلى . فرمود فقد شهدنا و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا قوم فى اصلاب الرّجال و ارحام النّساء سيرعف بهم الزّمان و يقوى بهم الايمان يعنى برادرت با ما بود و با ما بودند در همين جنگ و در ميان همين لشكر ما قومى كه هنوز در اصلاب مردان و ارحام زنانند و هنوز به وجود نيامدهاند ، زود است كه روزگار ايشان را از بينى خود بيرون اندازد و ايمان به ايشان قوّت گيرد . 33 و هم از اهل بيت ( ع ) رسيده : شيعيان ما شهيدند اگر چه در فراش بميرند . 34 حال به يارى قائم ( ع ) گوئيم چون بديهى شد كه با عزم درست همّت بر كارى بستن و به انتظار او نشستن بعينه مقام او را دارد اگر چه مانع روى دهد و نكند ، پس اگر زمان ظهور آن نور مستور نبود و معلوم بود اين همه ثواب انتظار كه از حدّ احصاء و شمار گذشته ، كجا ممكن و متصوّر بود ؟ حال زياده از هزار سال است كه فرقهء ناجيهء اماميّه پشت در پشت اين انتظار را كشيدند و با اين همه ثواب از دنيا رفتند و هنوز در انتظار نشستهايم و از علامات ، ظهور آن نور را بسيار نزديك شمردهايم و مدام مترنّم به اين كلام شدهايم : اى پادشه خوبان داد از غم تنهائى * جان بىتو به لب آمد وقت است كه بازآيى و در ديوان امير مؤمنان است كه : شبهاى هجر را دوست دارم به اميد وصال و ايّام