نظر علي الطالقاني
219
كاشف الأسرار ( فارسى )
حال اشاره نمائيم به خروج دجّال شناعت فعال كه عجيبتر و پرفتنهتر و مشكلتر از همه ، خروج آن ملعون است كه پيغمبر ( ص ) فرمود هيچ فتنهاى در زمين زياده از فتنهء دجّال نيست و حقّ تعالى هر پيغمبرى كه فرستاده است قومش را از فتنهء دجّال ترسانيده است و يك سال ثلث باران و ثلث حاصل زمين كم شود و سال دويم دو ثلث كم شود و سال سوّم هيچ باران نيايد و هيچ گياه نرويد و اين لعين در چنين سالى خروج كند و انواع سازها و نغمهها از خر او ظاهر شود و ساحرى مثل او نشده و نباشد كه در طرف راست او با او بهشتى به انواع نعمتها آراسته روان باشد و در طرف چپ او جهنّمى و كوهى از نان و نهرى پر از آب همراه او سير خواهد نمود و از ما فى الضّمير مردم خبر دهد و به شكل مردگان مردم به نظر ايشان در آرد و ظاهر نمايد كه مردهها را زنده نموده و ظاهر است كه مردم از زن و مرد فوج فوج در چنين سالى اطاعت چنين شخصى خواهند نمود مگر آنان كه خدا ايشان را از شرّ او نگهدارد . اين است مجمل آنچه از كتب و اخبار منقوله در وصف دجّال لعين ظاهر مىشود . 8 خدا ان شاء اللّه ما شيعيان را از شرّ او و جميع شرور حفظ نمايد . بدان كه هرگاه دجّال لعين ، غير خدائى ، از امور ممكنه چون امامت يا نيابت ادّعا مىنمود بر خدا بود كه چنين امور بر دست او جارى ننمايد و لكن چون بطلان و محال بودن ادّعاء خدائى او ظاهر و باهر است و خدا به بديههء عقول ، جسم و جسمانى نيست سيّما چنين كور خرسوارى ، لهذا او را به خود واگذارد . و ايضا بدان كه مجلسى ( قدّس سره ) و ديگران از صادق ( ع ) و غير آن روايت كردهاند كه مثل قائم ( ع ) چون مثل حضرت يوسف ( ع ) است كه برادران او را مىديدند و با او سخن مىگفتند و نمىشناختند و او مىشناخت ، تا آنكه خدا رخصت داد و خود را به ايشان شناسانيد و قائم ( ع ) نيز در ميان مردم تردّد كند و در بازارهاى ايشان راه رود و پا به روى فرشهاى ايشان گذارد و ايشان نشناسند او را تا خدا رخصت دهد كه خود را به ايشان شناساند . و ايضا هر سال به حجّ مىآيد و مردم را مىشناسد و مردم او را نمىشناسند و چون ظاهر شود گويند كه ما او را مىديديم و نمىشناختيم . 9 و آنچه وارد شده كه در غيبت كبرى هر كه ادّعاء رؤيت نمايد تكذيب نماييد ، با آنكه در نزد علماء ( قدّس سرهم ) به صحّت پيوسته كه جمع كثيرى خدمت او رسيده ، به چند وجه توان منافات را برداشت . اوّل آنكه هر كه او را ديد در حين ديدن نشناخت و بعد از