نظر علي الطالقاني
197
كاشف الأسرار ( فارسى )
فضاى عالم امكان خيمه زده . و آيا تربت او در حقّيّت كافى نيست و برادر نامدار او حضرت ابى الفضل العبّاس در نزد دوست و دشمن حجّت شافى و برهان وافى نيست ؟ و همچنين مشاهد ساير امامزادگان عظام و روضات سادات اجلّه ذوى العزّ و الاحترام كه مانند ستارگان در هر مكان و زمان ضياءبخش جهانيانند . چه شدند خلفاى مخالفان كه از ايشان اثرى جز افعال شنيعهء ايشان باقى نمانده و كجا رفتند غاصبان حقّ ايشان كه جز جهل و خطا و ظلم و جفاء ، از ايشان به دست دشمن و دوست نيفتاده ؟ آيا حضرت اسماعيل بن صادق ( ع ) و يا زيد بن على بن الحسين ( ع ) و يا محمّد بن الحنفيّه و غير ايشان از معصومزادگان ، كه بعضى از ايشان را امام گفتند ، از آثار علوم و معجزات و نشر احاديث و ترتّب سلسلهء امامت و معجزات قبور ايشان و جلالت و عظمت شأن ايشان در كتب و تواريخ شيعه و مخالفان چه باقى مانده تا به كتب و تصانيف پيروان ايشان چه رسد ؟ و نظر نما به كتب و مصنّفات اماميّه و علماء و ثقات و روات شيعهء اثناعشريّه با وجود آنكه خود ايشان مانند ائمّهء طاهرينشان مدام در خوف و تقيّه و مظلوم و مقهور و پراكنده بودند و دنيا و دولت و سلطنت با دشمنان ايشان بود در عصر هر يك . از دوازده امام ( ع ) گذشته ، از علوم و احكام چندان نصّ از امام سابق نسبت به امام لا حق نقل و ضبط نمودند كه از حدّ تواتر گذراندند و اگر ايشان را جز آخرت و ديندارى غرضى بود مىبايست با خلفاى جور همدست شوند تا دولت و عزّت يابند و كام خود را از دنياى دون شيرين نمايند . و اگر از ائمّهء طاهرين ( ع ) جز ادعيه و خطب و اذكار و مناجات و زيارات كه حال موجود است ديگر چيزى باقى نمانده بود هرآينه همين بس و به درجه اعلى كافى و شافى بود و هر كه منكر است كه اينها مانند صحيفهء سجّاديه و زيارت جامعه و غير اينها ، كه از هر امامى حتّى قائم عجّل اللّه فرجه بسيار در دست شيعه هست ، معجزه نيست و از معصوم صادر نشده بگو بياورند مانند يكى از مختصرهاى آنها را . چهارم آيهء شريفهء يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا 230 ( نساء ) . اولى الامر منحصر است به ايشان و صادق نيست در حقّ غير ايشان به حكم قرآن و برهان . امّا قرآن . آيهء شريفهء وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ 231 كه به كمتر از يك حزب بعد