نظر علي الطالقاني
186
كاشف الأسرار ( فارسى )
و مرجعى لازم است و به همين وتيره تا حال معمول شده و خواهد شد ، و آن رؤساء كوچك را هم رئيسى و مرجعى ضرور است و هكذا . پس در هر خانه بايد يكى مطاع باشد و در هر قريه و محلّه نيز يكى و هكذا تا به پادشاه رسد . زيرا كه نزاع و فساد لازمهء شهوت و رياست است و شهوت و رياست لازمهء انسان است و چون دو نفر با هم در مقام ظلم و فساد برآيند بالفطره مقهورند كه دادخواهى و محاكمه را پيش بزرگتر از خود برند و اگر امر نگذشت رجوع به بالاتر از او نمايند تا به پادشاه رسد . و اگر پادشاه ربع مسكون يكى باشد ، كار همه ساخته است و اگر متعدّد باشد و فساد ميان ايشان شود ، فساد عظيم خواهد شد به جهت آن كه ايشان را رئيس و مطاعى نباشد . و اگر يكى از ايشان شاهنشاه باشد هم زود رفع فساد شود و مثل آن باشد كه پادشاه يكى باشد . و تا اين قدر مسلّمى كافر و مسلمان و منكر معاد و قائل به معاد ، همه مىباشند . پس فائده رئيس آن است كه اوّلا از ترس او به آسانى نزاع نكنند و طمع در عرض و مال همديگر ننمايند و ثانيا اگر گاه گاهى نمايند هر حكمى كه او نمايد ، خواه به حق و خواه به باطل ، طوعا او كرها قبول نمايند و پياله حكم او را ، خواه تلخ و خواه شيرين ، به سر كشند . و اين است كه ضرب المثل است هر عيب كه سلطان بپسندد هنر است . حال گوئيم چون هر قسم نظم كه متصوّر شود ، مرضىّ و محبوب خدا نيست ، و سعادت دنيا و آخرت بسته به نظم او است ، و هر كسى را بدون تعليم و ارشاد او اطلاعى به نظم او نيست ، لهذا بزرگواران چندى را در هر عصر و زمان پسنديد و نظم خود را تعليم ايشان نمود و ايشان را رسول و پيغامبر خود خواند و به اجماع جميع طوائف ، ايشان در تعليم و تبليغ نظم خدائى از سهو و غلط و كذب و اشتباه پاك و مبرّا بودند . بلى خلاف فى الجمله ميان ما و مخالفين است كه آيا گناه كبيره يا صغيره عمدا يا سهوا ممكن است از ايشان صادر شود يا نه ، و بر فرض امكان ، شد يا نشد ، چنانچه ياد نموديم . و نظم الهى مشتمل است بر دو طريقه . يكى طريقهء تحصيل آخرت و يكى طريقهء تعيّش و زندگانى دنيا كه مقدّمهء آخرت و بهشت و جهنّم و ثواب و عقاب است . و حدود و تعزيرات و قصاص و تقاص و تقيّه و قاضى و شهود و حاكم ، همه را از براى بقاى نظم و ترسيدن مردم و رفع نزاع و فساد و دادخواهى و سياست و رياست و شاهنشاهى قرار داد ، و همه را به فرستاده خود تفويض نمود ، و از براى او همسرى قرار نداد و اگر در يك زمان رسول و سفراء متعدّد فرستاد ، چون زمان خليل ( ع ) ، خود يكى را بر ديگران برترى داد تا مدام