نظر علي الطالقاني

157

كاشف الأسرار ( فارسى )

پس روى مبارك به جانب مرقد منوّر حضرت رسالت ( ص ) نمود و شعرى چند خواند به اين مضمون : اى پدر بزرگوار بعد از رفتن تو فتنه و آشوب بسيار رو نمود كه اگر تو مىبودى آنها واقع نمىشد . ما بىتو مانند گلستانيم بىباران ، سر و برگ همه پژمرده از سموم جفاى بدكاران . گواه حال ما باش و دل ما را به خار تغافل مخراش . و اهل هر پيغمبر را نزد امّت او قرب و منزلتى بود به غير از ما . ظاهر كردند مردانى چند كينه‌هاى سينه‌هاى خود را چون رفتى و در خاك پنهان شدى . روها ترش كردند بر ما گروهى و سبك شمردند حقّ ما را چون تو را نديدند . زمين را بر ما تنگ نمودند . و بودى ماه تابان و نور درخشان كه به او روشنى مىيافتيم ، و بر تو نازل مىشد از جانب پروردگار كتابها و جبرئيل با آيات قرآن كه مونس ما بود . پس تو ناپيدا شدى و جميع خيرات پنهان شد . كاش پيش از تو ما را مرگ در مىيافت . رفتى و جمال خود را از ما پوشيدى . ما مبتلا شديم به بلاى چند كه هيچ اندوهناكى از خلايق به مثل آن مبتلا نشده ، نه از عجم و نه از عرب . چون آن مظلومه شكوهء آن منافقان را در حضور ايشان به پدر خود نمود برخاست و به خانه مراجعت نمود و كيفيّت را با دل پردرد و خشم و غضب از براى حضرت امير ( ع ) بيان نمود و حضرت او را تسلّى داد ، تا آن كه آرام گرفت و ساكت شد . 125 اى كاش مرده بودم و اين تظلّم و ناله و زارى اين مظلومه را نديده بودم كه مثل نور ديده‌اش حسين مظلوم گاهى از مهاجر امداد خواست و گاهى از انصار طلب يارى نمود و احدى به فريادش نرسيد . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ . 126 حال به جهت تنبيه اشاره به چند چيز نمائيم . اوّل آن كه شهادت داد اين مظلومه در فقره‌اى بعد از فقره‌اى و مرتبه‌اى بعد از مرتبه‌اى ، كه ابو بكر و عمر و امثال ايشان كه حاضر بودند سالها بوده كه دشمن پيغمبر بودند و سعى و اهتمام در هلاك او مىكردند چون ميسّر نشد كينه و عداوت خود را پنهان نمودند و از بابت تلافى ، هم غصب خلافت كردند و هم غصب فدك نمودند . و ايضا مكرّر فرمود كه ايشان در زمان پيغمبر ( ص ) منافق بودند كه از ترس در ظاهر اسلام بودند و بعد از وفات پيغمبر ( ص ) مرتد شدند . و ايضا فرمود كم كم مىخواهيد بدعتها بگذاريد و دين را خراب كنيد و محو نمائيد . و ايضا به تأكيد بسيار ، تكذيب نمود آن حديثى را كه ابو بكر جعل كرده بود . و ايضا ايشان را