نظر علي الطالقاني
132
كاشف الأسرار ( فارسى )
نقل كرده كه پيغمبر ( ص ) به على تعليم كرد هزار باب از علم كه از هر بابى هزار باب ديگر مفتوح مىشود . و سى و دو حديث نقل كرده در زيادتى علم و اعلم بودن او از همه بعد از پيغمبر و اينكه پيغمبر آنچه مىدانست به على ( ع ) تعليم كرد و اين كه پيغمبر ترازوى علم است و على دو كفّهء او . و شانزده حديث نقل كرده كه پيغمبر ( ص ) فرمود من شهر علم و حكمتم و على در آن شهر است پس هر كه علم مىخواهد رو به در نمايد و از در در آيد . و هفت حديث نقل كرده كه آن بزرگوار فرمود سلونى قبل ان تفقدونى 12 و احدى جز او چنين سخنى از صحابه نگفت . و هفده حديث نقل كرده كه ابو بكر و عمر و عثمان و ديگران در فهم مسائل و حكم ، رجوع به على ( ع ) مىكردند . و چهارده حديث نقل كرده كه مهاجرين و انصار شك نداشتند كه خليفهء به حقّ بعد از پيغمبر امير المؤمنين است و ابو بكر و عمر و عثمان و معاويه مىدانستند و ابو بكر اقيلونى اقيلونى 13 تا آخر مىگفت . و پنج حديث نقل كرده كه آيهء قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ 14 كه آخر سورهء رعد است در شأن آن بزرگوار است و او است شاهد و در نزد او است تمام علم كتاب . و اين احاديث همه را از كتب معتبرهء ايشان نقل كرده و اسم آن كتابها را در اوّل كتاب ذكر فرموده . مطلب دويم در بيان شمّهاى و اشارهاى از معجزات و كرامات امير المؤمنين ( ع ) است كه بديهى ما و ايشان است . و آنچه بديهى طرفين است چند معجزه است . اوّل فصاحت و بلاغت آن بزرگوار كه جز چهارده معصوم ( ع ) كسى را ممكن نيست . و خود ايشان گفتهاند كلام اين بزرگوار واسطه است ميان كلام خالق و مخلوق كه از قرآن پائينتر است و از كلام خلق خدا بالاتر است 15 ، و خطب و ادعيه و مناجات و كلمات او ميان شيعه و سنّى پر است . آنان كه منكرند بگو روبرو كنند . و در اين معجزهء بيّنه با قرآن مجيد شريك است كه تا قيامت حاضر و هويدا است و محتاج به نقل و اثبات و روايت از ديگران نيست . دوّم شجاعت او است كه ضرب المثل تمام عالم است و معاويه و عمرو عاص بارها نقل مىكردند . و در اين مطلب آنچه در خيبر و با عمرو عبد ودّ كرد بس است و محتاج به غزوهء بدر و حنين و احد و احزاب ندارد . و خود ايشان نقل كردهاند كه بعد از