نظر علي الطالقاني

131

كاشف الأسرار ( فارسى )

خواهد بود به زيادتى علم . دليل دويم آن كه حضرت رسول ( ص ) فرمود ( اقضاكم علىّ ) 10 يعنى حكم كنندهء بهتر و داناتر از همه شما على است . چه حكم محتاج است به جميع علوم ، پس هرگاه او در قضاوت و حكم بر همه راجح باشد در همه علوم بر همه فايق خواهد بود . سيّم آن كه عمر چندين مرتبه در حكم ، غلط نمود و آن حضرت او را هدايت فرمود . پس فخر رازى چندين مورد از غلطهاى عمر را ذكر كرده و چون اقرار خودشان بس است محتاج به ذكر ما نيست . بعد گفت و امثال اين خطاها غير على را بسيار بود و از آن حضرت مثل اينها هرگز واقع نشد . چهارم آن كه خود آن حضرت فرمود به خدا سوگند اگر منصب خلافت براى من خالص شود و مسند حكومت براى من آماده گردد ، هرآينه حكم كنم براى اهل تورات به تورات ايشان و ميان اهل انجيل به انجيل ايشان و ميان اهل زبور به زبور ايشان و ميان اهل فرقان به فرقان ايشان ، و اللّه كه هيچ آيه نازل نشد در صحرا و دريا و دشت و كوه و آسمان و زمين و در شب و روز مگر آن كه همه را مىدانم كه در شأن كه آمده و براى چه آمده . پنجم آن كه افضل علوم علم اصول دين و معرفت خدا است و خطبه‌ها و كلمات آن حضرت مشتمل است بر اسرار توحيد و عدل و نبوّت و قضاء و قدر و احوال معاد ، آن قدر كه در كلام هيچ يك از صحابه شمّه‌اى از آن يافت نمىشود . و ايضا همهء فرق متكلّمين منسوبند به او در اين علم . امّا شيعه ، انتساب ايشان به آن حضرت ظاهر است . و امّا خوارج با كمال دورى كه از او دارند همه پيرو اكابر خودند و اكابر ايشان شاگردان آن حضرتند . پس ثابت شد كه همهء فرق متكلّمين كه افضل فرق اسلامند شاگرد اويند . و امّا علم تفسير ، ابن عباس كه رئيس مفسّران است شاگرد او است . و امّا علم فقه ، در اين علم به مقامى رسيده بود كه پيغمبر در شأن او فرمود اقضاكم علىّ . 11 و از آن جمله علم فصاحت است و معلوم است كه هيچ يك از فصحائى كه بعد از او بودند به اندكى از درجهء او نرسيده‌اند . و از آن جمله علم نحو است و معلوم است كه ابو الأسود ، مدوّن اين علم ، به ارشاد او تدوين اين علم نمود . و از آن جمله علم تصفيهء باطن است و معلوم است كه نسبت اين علم به او منتهى است . پس ثابت شد كه بعد از پيغمبر ( ص ) او استاد همه عالم است در همهء صفات رضيّه و مقامات شريفه و اعلم است از همه عالم . فاضل باذل بحرينى ( قدّس سره ) در كتاب غاية المرام ، از كتب ايشان چهار حديث