نظر علي الطالقاني
127
كاشف الأسرار ( فارسى )
نمود و اين واجب را به عمل آورد يا نياورد ؟ و اگر العياذ باللّه به جا نياورد ، سبب چه بود ؟ خدا تعجيل كرد در وفات پيغمبر ( ص ) و نگذاشت كه اين مأمور به ، به عمل آيد العياذ باللّه ، يا پيغمبر كوتاهى كرد العياذ باللّه و بخالت كرد و مخالفت نمود نستجير باللّه ؟ ظاهر است كه همه را مسلّم است كه آن بزرگوار به احسن وجه تبليغ نمود چنانچه آيهء الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي 5 شهادت مىدهد . حال بعد از اين مقدّمات مسلّمه ، گوئيم شكر و سپاس مر خداوندى را كه از على بن ابى طالب گذشته ، به اتفاق شيعه و سنّى ، همهء آن احكام را پيغمبر به احدى تبليغ نكرده و به كسى تعليم نفرموده و آنچه داشت و دانست همه را به امير المؤمنين على بن أبي طالب ( ع ) تعليم فرمود . و مخالفين حتى نواصب لعنهم اللّه اين مطلب را قبول دارند ، چنانچه ان شاء اللّه در طى فضائل خواهى شنيد . و عجب آن كه همين آيهء مباركهء الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ 6 و آيهء بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ 7 به قول مخالفان نيز در شأن على ( ع ) نازل شده . پس خواهى بگو كه تبليغ احكام و اكمال دين عبارت است از نصب امير المؤمنين ( ع ) ، يا خواهى بگو عبارت است از سپردن همهء احكام و تعليم آنها به آن بزرگوار . پس ثابت شد كه خاتم ( ص ) لا اقل نه عشر از احكام را به آن بزرگوار سپرد و يك عشر بلكه كمتر به مردم رساند . و تو اى معاند مىگوئى پيغمبر را بايد خدا بفرستد و به دست مردم نيست به جهت آن كه مردم را به واقع برساند و تكميل نمايد به احكام شرع و احكام را جز او كسى نداند و مردم هم او را بدون تعيين خدا نتوانند شناخت ، پس چرا نمىگوئى چون يك عشر را نرساند به مردم و لا بدّ بايد به كسى رسانده باشد به جهت همان فائدهء تكميل ، و چنانچه مردم از تميز پيغمبر عاجزند از تميز او نيز عاجزند ، پس بر خدا است كه او را بشناسند يا به معجزه يا به تعيين پيغمبر يا به هر دو . و ايضا فائدهاى كه بر وجود امام مترتّب ساختى ، از حفظ بيضهء اسلام و دعوت كفّار و جهاد با ايشان ، اين مطلب بدون شناختن احكام و حدود و تعزيرات چگونه متصوّر و معقول است ؟ اگر ممكن بود ، محتاج به پيغمبر نبود و چون ممكن نيست ، پس بايد امام دانا به جميع احكام باشد و چنين كسى را مردم نشناسند ، به همان دليل كه پيغمبر را نشناسند ، پس بر خدا است كه او را بشناساند چنانچه بر خدا بود تعيين پيغمبر يا به معجزه يا به نصب پيغمبر ديگر يا به هر دو . دليل ديگر آن كه بديهى عوام و اطفال و حيوانات است كه نايب و جانشين