نظر علي الطالقاني
112
كاشف الأسرار ( فارسى )
شود . حال گوئيم بديهى است و شكّى نيست كه هر پيغمبر مىداند كه او فرستادهء خدا است ، پس خداى خود را به يقين داند و شناسد و به يقين داند اوامر و نواهى خدا را و به يقين داند فوائد و مصالح اوامر را و بدى و زشتى و مفاسد مناهى را ، پس خواهش نكند مگر آنچه را كه با فائده و مصلحت داند و اراده نكند مگر آنچه را كه خواهش نموده و قدرت قدم نگذارد مگر آنجا كه عزم پا نهاده ، پس با آن كه معصيت مقدور او است نظر به قدرت او ، بديهى شد كه صدورش از وى محال است نظر به اراده و علم او ، چنانچه در هر ذى شعور و با اراده ، حتى مور و ملخ ، چنين است كه هر چه مقدور ايشان باشد بالذّات و در او فائده نبينند محال است بالعرض . و به همين دليل اثبات نمائيم كه فعل مكروه نيز از هيچ معصوم ( ع ) صادر نشود مگر آن كه از كراهت بيفتد . بلكه صدور مباح را نيز از ايشان ( ع ) بسيار بسيار بعيد دانيم زيرا كه هر مباحى به اندك نيّتى راجح و مندوب شود ، چون اكل و شرب به قصد توانائى بر عبادت و هكذا . و خوش آمد مرا كه به تبسّم آرم تو را به واسطهء جوابى كه يكى از شيعيان در اين مسأله به قاضى مخالفان داده هر چند ركيك است و لكن در آن موقع به جا و مطابق واقع ، واقع شده . گفته بود آيا مىتوانى فضله ميل نمائى يا نه ؟ اگر گوئى مقدور تو نيست و از تو بر نمىآيد با آن كه خلاف بديهى است ، تجربه مىكنيم . و اگر مقدور تو هست پس چرا در اين عمر بسيار ميل نفرمودى و اين طرف فعل كه يك طرف مقدور شما است هيچ عمل ننمودى ؟ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ 9 . تنبيه [ در بيان آنچه دلالت بر گناه معصوم كند ] در آيات و ادعيه و مناجات بسيارى نسبت گناه به پيغمبران و ائمّه ( ع ) داده شده و در اين معنى ظاهر بلكه صريح مىباشند و علماء ( قدّس سرهم ) آنها را حمل بر ترك اولى نمودهاند و بسيارى از مردمان كه دست تصرّف در مشرب عرفان و تحقيق و مطالب عقليّه و تدقيق ندارند اين حمل را بعيد و تأويل سست مىشمارند . و ما به يارى قائم عجّل اللّه فرجه اين مطلب را نيز چون ساير مطالب اين كتاب چنان بيان نمائيم كه همه را معلوم شود كه در اينجا نه حمل است و نه تأويل . گوئيم چون بديهى شد كه اشياء را فى حدّ ذاته حسن و قبحى مىباشد ، و ظاهر و