محمد علي حزين لاهيجي
56
فتح السبل ( فارسى )
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا . « 1 » . و زاد اين سفر ، « تقوى » است . تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى « 2 » . و « تقوى » عبارت است از قيام نمودن به آنچه شارع امر به آن فرموده ، و پرهيز نمودن از هر چه نهى از آن كرد ، از روى بصيرت تا دل به نور الهى منوّر گردد و مستعدّ فيضان معرفت شود از حق عزّ و جلّ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ « 3 » . همچنان كه مسافر صورى تا قوّت بدن از زاد حاصل نكند قطع راه نتواند كرد ، همچنين مسافر معنوى تا به تقوى و طهارت ظاهرا و باطنا قيام ننمايد و روح را تقويت به آن نكند علوم و معارف و اخلاق حميده كه بر تقوى مترتب است بر او فايض نشود . و اين مثل كسى است كه در شب تار چراغى در دست داشته باشد و به نور آن راهى را بيند و رود ، و هر يك گام كه بر مىدارد قطعهاى از آن راه روشن مىشود و مىرود . و هكذا تا گام برندارد و نرود روشن نشود ، و تا روشن نشود نتواند رفت . آن ديدن ، به منزلهء معرفت است . و آن رفتن به منزلهء عمل و تقوى : « من عمل بما علم اورثه اللّه علم ما لم يعلم . لا يقبل اللّه عملا الّا بمعرفة و لا معرفة الّا به عمل « 4 » . الحديث . و همچنان كه در سفر صورى كسى راه نداند به مقصد نرسد ، همچنين در سفر معنوى كسى كه بصيرت در عمل ندارد به مقصد نمىرسد ، « العامل على غير بصيرة كالسّائر على غير الطّريق ، لا يزيده كثرة السّير [ من الطريق ] الّا بعدا » « 5 » . و راحله اگر ضعيف و مفلوك باشد راه را طى نتواند كرد . همچنين در اين سفر تا صحّت بدن و قوّت قوا نباشد كارى نتواند ساخت . پس تحصيل معاش از اين جهت ضرورى است ، و آنچه از براى ضرورت است به قدر ضرورت بايد . پس طلب فضول در معاش مانع سلوك است و دنياى مذموم كه تحذير از
--> ( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) 69 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) 197 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) 282 . ( 4 ) . در بحار الانوار 40 / 128 و الحياة 1 / 108 من عمل بما يعلم ، ورثه اللّه علم ما لم يعلم . ( 5 ) . كافى 1 / 43 ، بحار الانوار ، ج 1 / 206 ، به جاى كثرة ، سرعة آمده است . ميزان الحكمه ، ج 6 / 504 .