محمد علي حزين لاهيجي

28

فتح السبل ( فارسى )

بنارس ياد نموده مىنويسد : در آن شهر بود مقبره و بارگاه شيخ اجل عارف ربّانى ، شيخ محمد على جيلانى متخلص به « حزين » حشره اللّه مع الشهداء و الصديقين . وى از احفاد قدوة العارفين ، تاج الدين ابراهيم زاهد جيلانى است ، مرشد شاه صفى الدين جدّ اعلاى سلاطين صفويه ، انار اللّه برهانهم ، و هو كالشمس في رابعة النهار ، از غايت اشتهار بىنياز از اظهار است و احوال افاضل و مقدسين اين سلسلهء جليله كه بعد از قدوة العارفين مصطبه آراى مسند فضيلت و تقدس ( شيخ زاهد ) بوده‌اند ، چون شيخ جمال الدين معاصر شيخ اجل بهائى عليه الرحمه و شيخ عطاء اللّه و ديگران ، بر ارباب بصاير پوشيده نيست . و شيخ مقدس سلالهء آن خاندان و شعله‌افروز آن دودمان بود ، . . . از خورشيد جهانتاب فضايل او ذرّه‌اى باز نتوان نموده و در وادى منقبتش مرحله‌اى نشايد پيمود . مقتداى انام و مرجع خواص و عوام و در جميع علوم اولين و آخرين و ارتقاء نفس به اعلا مدارج صديقين ، امام همام و مقتداى عاليمقام بود . عنايت ازلى و مرحمت لم‌يزلى ، ذات مقدسش را در عالم ابداع دست دست‌پرورد فيض جميل و قابل استفاضهء علوم جزيل ساخته و پرداخته ، طبع مهر آسايش در ذره‌پرورى مستعدان ، خورشيد اشتهار و مس قدر جرگهء مستفيدان و سخنوران از اكسير تربيتش طلاى دست افشار بود . سنين و ايام ، شهور و اعوام منقضى شده كه چون او فاضلى سخنگو به عرصهء وجود نيامده و كلام وحى نظامش در فصاحت و بلاغت و متانت و حلاوت ، عربيا او فارسيا ، نظما و نثرا به منتهى المرام و اقصى المقام ارتقا نموده ، چنان كه اين مراتب از مآثر كلك دررسلكش در رسالهء كنه المرام ، در بيان قضا و قدر و خلق اعمال ، و كتاب موسوم به مدة العمر كه در اوقات تحصيل و ايام مطالعه سالهاى دراز هرگاه به يكى از مسائل مشكلهء غامضه ظفر مىيافت در آن مىنگاشت ، تأليف نموده ، و كمتر فاضلى را چنين تأليفى ميسّر آمده باشد ، واضح مىگردد ، و از جميع فنون علمى كمابيش در آن هست ، و لايق به ذخيرهء خزينهء سلاطين قدرشناس است . و . . . جلالت قدر آن زندهء جاويد ، بر هنرمندان و علماى عالىشأن و جميع صاحب‌نظران