محمد علي حزين لاهيجي
114
فتح السبل ( فارسى )
نمودند . ثمامه گفت كه من اين كتاب را بر ردّ ابى حنيفه ننوشتهام ، بلكه بر ردّ و ابطال علقمه و اسود و عبد اللّه بن مسعود تصنيف كردهام ، چه اينها پيش از ابو حنيفه بناى قول به رأى و قياس گذاشتهاند . و جاحظ در كتاب توحيد گفته كه ابو هريره در روايتى كه ذكر كند اعتبار ندارد . و على بن ابى طالب هميشه او را متّهم به كذب مىداشته و قدح در او مىكرده . و همچنين عمر و عايشه در روايت ثقه نيستند « 1 » . و جاحظ تفسيق و تكفير و استهزا به عمر بن عبد العزيز بسيار كرده . اگر چه او صحابى نيست ليكن عامّه نسبت به او اعتقاد بسيار دارند ، و فضايل بسيارى روايت مىكنند كه براى رؤساى صحابه مگر آن قدر فضيلت ذكر كنند . و بالجمله چگونه جايز است كه مسلمانى حكم به جزم به خوبى و عدالت كلّ صحابه كند . و از جملهء صحابه حكم بن ابى العاص است كه دشمن و مبغض رسول اللّه - ص - بود . و از صحابه وليد بن عقبه فاسق است به نصّ كتاب . و از صحابه حبيب بن مسلمه است كه در دولت معاويه با مسلمين كرد آنچه كرد . و از صحابهء بسر بن ارطاة عدوّ خدا و رسول است . و در ميان صحابه جمعى كثير از منافقين بودهاند « 2 » كه ايشان را مسلمين نمىشناختهاند . و بسيارى از علما گفتهاند كه پيغمبر - ص - وفات كرد و حق تعالى تمام منافقين را باعيانهم به او الهام نفرموده بود و از هر قومى بعضى را مىشناخت « 3 » و تمام آنها را كه مىشناخت نيز به كسى تعريف نفرموده بود ، سواى تعريف به « حذيفه » « 4 » به اعتقاد بعض علما . پس چون روا باشد كه حكم كنيم به عدالت و ايمان و عدم خطاى
--> ( 1 ) . ظاهرا در اصل مىخواهد بگويد و همچنين عمر و عايشه « ابو هريره » را در روايت توثيق نمىكردند . ( 2 ) . نك : سوره برائت و منافقون . ( 3 ) . ر . ك : سوره توبه آيه 101 و ممن حولكم من الاعراب منافقون و من اهل المدينة مردوا على النفاق ، لا تعلمهم ، نحن نعلمهم . ( 4 ) . اين صحابى بزرگوار كه محرم اسرار پيامبر بوده و منافقان را مىشناخته فرزند حسيل است كه در جنگ احد در ركاب رسول خدا شهيد شد . حذيفه دو فرزند داشت كه در صفين در ركاب امام على به شهادت رسيدند . حذيفه والى مدائن بود و به على ( ع ) عشق ورزيد ، سفينة البحار ( حذف ) ، بحار ج 10 / 277 و ج 22 / 109 و ج 8 / 19 و 318 .