محمد علي حزين لاهيجي
115
فتح السبل ( فارسى )
جميع كسانى كه معاصر پيغمبر و ادراك صحبت او كرده باشند و آنها را ثقه و مأمون دانيم . و كدام عاقل را ممكن است كه اختيار سفاهتى به اين رسوايى كند ؟ و مقام تعجّب است كه حشويّه و اصحاب حديث مجادله مىكنند در اسناد معاصى به انبياء - عليهم السلام - و اسناد خطايا به ايشان مىدهند ، و قدح و انكار مىكنند بر كسى كه انكار اين عقيده كند و مىگويند قدرى است ، معتزلى است ، و بسا باشد كه گويند « ملحد » است و مخالف نصّ كتاب قايل شده و ما نه يك بلكه صد و هزار ديدهايم كه مجادله و مبالغه در اين باب مىكنند و مىگويند كه يوسف - ع - در ميان پاى زن عزيز مصر براى زنا نشست . و مىگويند : كه داود - ع - اوريا را كشت تا زنش را بگيرد « 1 » . و گاهى مىگويند كه محمد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پيش از نبوّت كافر بود ، و ذكر قصهء زينب بنت جحش و حكايت فدا در روز بدر مىنمايند . و قدح ايشان در آدم - ع - و اثبات معصيت بر او و مناظره با هر كس كه تأمل و توقف كند خود قانون و دأب و عادت ايشان است . امّا اگر كسى نسبت به عمرو عاص يا معاويه يا ابو موسى و امثال او حرفى بگويد يا اسناد معصيت و فعل قبيح به ايشان دهد رخسارهاى ايشان سرخ مىشود و گردنهاى خود را مىكشند و چشمهاى خود را فراخ مىكنند و مىگويند مبدع رافضى را ببينيد كه سبّ صحابه مىكند و سلف را بد مىگويد . اگر گويند در قول به معاصى انبياء ما تابع ظواهر بعضى آيات قرآنيم بر تقدير تسليم صحّت اين عذر گوييم كه پس تابع شويد نصوص قرآن را در برائت از جميع عصات و
--> ( 1 ) . امام صادق - ع - در ضمن حديثى به اين كلام بىاساس كه برخى از مفسران اهل سنّت كه تحت تأثير اساطير تورات محرف ذكر كردهاند مىفرمايد : « همهء خواستههاى مردم قابل انجام نيست و زبانهاى آنان بسته نمىشود ، آيا همين مردم به داود نسبت ناروا را ندادند و گفته كه او به دنبال مرغى بود ، مرغ به خانه يكى از افسران ارتش به نام « اوريا » رفت و به خانهء او نگريست ناگهان چشمش به زن زيباى وى افتاد و سرانجام مقدمات قتل او را فراهم كرد تا كشته شد و با زن او ازدواج كرد » ، امالى صدوق ض 83 ط بيروت ، تفسير برهان 3 / 45 به نقل از منشور جاويد ج 12 / 216 .