محمد علي حزين لاهيجي

101

فتح السبل ( فارسى )

و نيز مىبايست كه عبدهء گوساله از اصحاب موسى همين منزلت داشت باشند ، چه تمام آنها صحابهء رسول جليل القدرى بودند و مدّتها ادراك صحبت او كرده . ديگر گوييم كه اگر صحابه در پيش نفس خود اين مقام و منزلت مىداشتند از احوال ايشان معلوم مىشد چه البته خود اعرف به محل و منزلت خود از عوام روزگار ما بودند . و چون كسى ملاحظه افعال ايشان و سلوك خودشان با يكديگر مىكند . به يقين مىداند كه قضيه بر خلاف آن است كه امروز در قلوب مردم جا كرده . اينك على و عمّار و ابو الهيثم بن تيهان و خزيمة بن ثابت و جميع آنها كه با على - عليه السلام - بودند از مهاجر و انصار از حال طلحه و زبير غافل نشدند و كردند آنچه كردند با ايشان و آنها كه با ايشان همراه بودند ، چنان كه امروز آن قسم معامله را مگر كسى با حربيان كند ، و همچنين طلحه و زبير و عايشه و هر كه در جانب ايشان بود اصلا خوددارى در هيچ باب با على - ع - نكردند تا اينكه كارى با آن حضرت كردند كه مگر كسى با متغلّبان كند ، و اينك معاويه و عمرو عاص نمىديدند على را به چشمى كه امروز اراذل عوام يكديگر را مىبينند ، و هيچ كوتاهى از شمشير بر روى او زدن و لعن او كردن و لعن اولاد و اصحابش نمودن نكردند ، و كشتند هر كه را توانستند از صحابهء او . و همچنين على بن ابى طالب لعن مىكرد معاويه و عمرو و ابو موسى اشعرى و ابو الاعور سلمى همه را در صلوات مفروضهء خود « 1 » . و اينك سعد بن ابى وقاص ، و محمد ابن ابى وقاص ، و محمد بن مسلمه ، اسامة بن زيد ، و سعيد بن زيد بن عمر و عبد اللّه بن عمر ، و حسّان بن ثابت ، و انس بن مالك اعتقادشان اين بود كه نه اعانت على در جنگ طلحه و زبير بايد كرد و نه اعانت طلحه و زبير ، و زعم ايشان اين بود كه ما مىترسيم مبادا على غلط كار و عاصى باشد در حرب ايشان ، و همچنين بيم آن داريم كه طلحه و زبير عاصى باشند و حال آنكه طلحه و زبير

--> ( 1 ) . نك : كتاب صفين 302 و 636 و تاريخ ابن اثير ، ج 3 / 144 ، المحلى ، ج 4 / 145 ، الغدير ، ج 10 / 157 ، طبرى ، ج 6 / 40 ، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 3 / 228 ط مصر احقاق الحق ، ج 1 / 49 ، المحجة البيضاء ، ج 5 / 227 و لعن‌شدگان از اين جانب .