الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

59

ضياء القلوب ( فارسى )

خدا از فتنه‌ها « 1 » . و روايت ديگرى نقل كرده است از او و در آن روايت هست كه : او مىخواند مردم را به خدا و مردم او را مىخوانند به آتش « 2 » . و هرگاه دانستى مرتبهء عمار را پس مخالفت او با عثمان و تخطئه كردن او مر او را دلالت دارند بر بودن عثمان متصف به صفاتى كه نسبت داده عمار آن صفات را به عثمان ، پس چون متصف مىتواند شد به استحقاق امامت كسى كه عمار ايمان را از او نفى كند ؟ و چه معنى دارد زدن كسى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در شأن او و شأن مخالفان او گفته باشد كه : « انه يدعو إلى الجنة و يدعونه إلى النار » ؟ ! و زدن كسى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خبر داده باشد به اشتياق جنت به سوى او همچنان كه از نظر هفتم از انظار ثمانيه بر امامت ابو بكر مذكور شد . و چون مشتاق مىشود جنت به كسى كه ايذا رساند امام مسلمانان را و اصرار در آن كند به مرتبه‌اى كه او را به غضب آورد غضبى كه او مالك نفس خود نتوان شد تا آنكه خود او را ضرب كند يا ديگرى را امر به اين كند ؟ ! پس اين مخالفت و اصرار عمار ، برهان قاطعند بر بطلان عثمان . [ مخالفت ابو ذر و شهادت تاريخ ] و مخالفت ابو ذر در دلالت بر اين قوىتر است . و گفته است سيد جليل القدر طاب ثراه : و اما قول او كه اخبار متكافيند در امر ابو ذر رحمه اللّه و اخراج او به ربذه يا اين به اختيار او بوده است يا بىاختيار او ،

--> ( 1 ) . بحار الانوار 31 / 204 . ( 2 ) . الغدير 3 / 250 .