الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

60

ضياء القلوب ( فارسى )

معاذ اللّه كه اخبار در اين باب متكافى باشند ! بلكه معروف ظاهر اين است كه اخراج كرده است او را اول به شام ، بعد از آن از آنجا طلبيده به مدينه آورد ، چون از او شكوه كرد معاويه و اخراج كرد از مدينه به ربذه . و به تحقيق كه روايت كردند جميع اهل تواريخ با اختلاف طرق و اسانيدشان اينكه : عثمان چون داد به مروان بن حكم آنچه داد و داد حارث بن الحكم بن ابى العاص را سيصد هزار درهم و داد زيد بن ثابت را صد هزار درهم شروع كرد ابو ذر كه مىگفت : وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِيمٍ « 1 » يعنى : بشارت بده كافرين را به عذاب دردناك . و مىخواند قول اللّه تعالى را كه : وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ « 2 » . پس اين را مروان به عثمان گفت ، پس فرستاد به سوى ابو ذر نائل غلام خود را كه ترك كن آنچه به من مىرسد از تو . پس گفت : آيا نهى مىكند عثمان را قرائت كتاب خداى تعالى و عيب كردن كسى كه ترك امر خدا مىكند ؟ فو اللّه لئن ارضى اللّه بسخط عثمان احب الى و خير من أن ارضى عثمان بسخط اللّه . يعنى : به حق خدا كه البته اگر راضى كنم خدا را به غضب آوردن عثمان دوست‌تر است به سوى من ، و بهتر است از اينكه راضى كنم عثمان را به غضب آوردن خدا . پس به غضب آورد اين عثمان را و گفت عثمان روزى : آيا جائز نيست مر

--> ( 1 ) . توبه ( 9 ) : 3 . ( 2 ) . توبه ( 9 ) : 34 .