الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

18

ضياء القلوب ( فارسى )

وجهى كه مناسب ادب باشد سبب امر را . و وجه عدم ترتب آنچه را توهم كرده بود از مفسده بر آنچه امر به آن كرده بود نه از اصل امرى كه معلوم شده است حسن آن ، و منكشف شده است به رجحان آن به امر كردن آن حضرت و هرگاه ظاهر نشود از عمر آنچه مناسب مسلّم مستيقن است بلكه ظاهر شود از او ردّ قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ضرب كسى كه اطاعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كند به واسطهء منع كردن او از اطاعت او با عدم مضرب نسبت به او در امضاء امر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و عدم منفعت در ترك آن ، چون مطمئن مىشوند و يا گمان مىبرند به اينكه آنچه او با برادرش در باب خلافت كرده‌اند ردّ نص رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نبوده است . و هرگاه كه او پروا نكند از زدن كسى كه اطاعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كند به واسطهء منع كردن او از اطاعت و ردّ قول آن حضرت كند بىظهور منفعت از براى او ، پس چه اعتماد خواهد بود بر او در عدم ردّ قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و امتناع كردن از اطاعت آن حضرت بعد از وفات او و مخالفت نص كردن به واسطهء اهواء باطله ؟ اگر گويى : پس چيست وجه عدم بيان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله جهت امر خود و خطا [ ء ] عمر تا بداند خطاء خود را و اجتناب كند او و ساير مؤمنان از مثل اين افعال قبيحه ؟ مىگوييم كه : همچنان كه اكتفا نكرد عمر به بيان خداى تعالى كه امر به اطاعت مطلقهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كرده است به چه چيز معلوم مىشود كه اطاعت امر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىكرد بعد از بيان با جهل او به مرتبهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ همچنان كه ظاهر شد از منع كتابتى كه گذشت ، و حكايت حديبيه كه خواهد