الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
10
ضياء القلوب ( فارسى )
و ابى اللّه الا امضاء ما حتم . ذكر هذا الخبر احمد بن ابى طاهر صاحب كتاب « تاريخ بغداد » فى كتابه مسندا . يعنى : اى عبد اللّه ! به گردن خودت خون تو اگر بپوشانى واقعه [ اى ] كه از تو سؤال خواهم كرد ، آيا باقى مانده است در دل او چيزى از امر خلافت ؟ گفتم : آرى . گفت : آيا مىگويد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نص بر او كرده است ؟ گفتم : آرى ، و زياده از اين هم بگويم از براى تو ، از پدرم پرسيدم از آنچه او دعوى مىكند پس گفت : راست مىگويد . پس گفت عمر : به تحقيق كه بود از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در امر او انداختن و زبان آوردن قولى كه به آن حجت ثابت نمىشود و قطع عذر نمىكند و به تحقيق كه ميل مىكرد در امر او وقتى از وقتها و به تحقيق كه اراده داشت در مرض او كه تصريح به اسم مىكند ، پس منع كردم از اين به واسطهء ترسيدن و احتياط كردن بر اسلام نيز ، نه به حق رب اين بناء شريف ! كه جمع نمىشدند بر او قريش هرگز ، و اگر والى خلافت مىشد هرآينه نقض و اختلاف مىكردند بر او عرب از اطراف ارض يا در اطراف مدينه . پس دانست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه من دانستم آنچه در دل اوست ، پس بازايستاد از تصريح به اسم او كردن و ابا داشت خداى تعالى مگر امضاء آنچه محتوم كرده بود . ذكر كرده اين خبر را احمد بن ابى طاهر صاحب كتاب « تاريخ بغداد » « 1 » در كتاب خود مسند « 2 » . تمام شد .
--> ( 1 ) . الدرجات الرفيعة : 105 - 106 قال : روى احمد بن ابى طاهر فى كتاب تاريخ بغداد بسنده عن ابن عباس . . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 21 .