الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

70

ضياء القلوب ( فارسى )

فصل پنجم در اشتراك معنوى موجود در ميان واجب و ممكن به اين معنى كه عرب از لفظ « موجود » و عجم از لفظ « هست » مىفهمد همچنان كه بر ممكن محمول مىشود و تفاوتى كه در واجب و ممكن هست در منشأ صدق است چه در واجب محض ذات است و در ممكن محض ذات كفايه نمىكند بلكه تا متعلق جعل و تأثير نشود موجود بر او صادق نمىآيد . و دليل بر اين آنكه : هرگاه بدانيم وجود ممكنى را و دانيم كه سبب او موجود است به معنى كه از اين لفظ و از مرادفات آن فهميده مىشود و اعتقاد كنيم كه سبب او ممكن است و بعد از آن متبدل شود اعتقاد امكان سبب به اعتقاد وجوب آن متبدّل نمىشود اعتقاد وجود كه قبل از تبدل اعتقاد امكان بود و علم قطعى داريم به آنكه در اعتقاد به وجود كه داشتم هيچ اختلالى نيست و اين منافات با اشتراك لفظى دارد . و دليل ديگر آنكه : اگر سايلى از موجد آسمان سؤال كند و مجيب گويد كه : موجد او « الف » است ، پس سائل گويد كه : « الف » حين ايجاد سماء خود موجود بود يا نه ؟ هر عاقلى بطلان اين سؤال و سخافت آن را مىداند به حيثيتى كه شك