الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
64
ضياء القلوب ( فارسى )
چه بديههء عقل حاكم است به امتناع اتصاف معلول به يكى از اين دو كمال با عدم اتصاف فاعل آن جان كمال . و هرگاه عالم به افعال و قادر باشد ظلم نتواند از آن صادر شد چه عقل سليم تجويز صدور ظلم از كلّ ممكنات نمىكند با آنكه جلب نفع و دفع ضرر به سبب ظلم نسبت به ممكن احتمال دارد پس چه نحو تجويز ظلم به صانع توان كرد كه جلب نفع به سبب ظلم و دفع ضرر به آن نسبت به او احتمال ندارد چه او به ذات خود تمام و از غير خود مستغيث است . و هرگاه عالم به افعال خود و قادر بر آن باشد اظهار معجزه در دست كاذب روا نباشد چه اختيار معجزه كه خارج از طاقت بشر است در دست كاذب اغراء به باطل است كه آن قبيح و ظلم است بر مردم . و مبدأ آن ظلم صفت نقصى است كه نسبت آن به كل ممكنات روا نيست چه جاى نسبت آن به صانع عالم ، پس صاحب معجزه صادق خواهد بود و در جميع امورى كه خبر به آن داده باشد كه از آن جمله وحدت واجب تعالى است كه اخبار آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به آن اظهر و اشهر از آن است كه بر قائل به آن حضرت مخفى تواند بود . ظاهر شد از اين بيان كه اثبات توحيد به نقل جايز است و اگر دفع شبههاى كه متعلق به برهان عقلى صرف بر اين مطلب است بر كسى دشوار باشد ضرر يا جعل مطلب ندارد « 1 » .
--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 33 - 34 .