الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
63
ضياء القلوب ( فارسى )
فصل دوم در بيان علم صانع تعالى شأنه و قدرت و عدل و توحيد او هر صاحب بصيرتى كه تأمل كند در قليلى از منافع خلقت اعضاى انسان مثل اساس آن را به جسم صلبى كه استخوان است قرار دادن و چون حركاتى كه مناسب انسان است احتياج به مفاصل دارد و مفاصل لائقه در آن قرار دادن و تأليف مفاصل غضروفى كه ما بين استخوان و گوشت است در لين و صلابت نمودن و اعصاب كه مفتاحش و حركت ارادى است بر نهج لائق خلق كردن و لحم را پوشش و حافظ گردانيدن و غير آن را حكم و مصالحى كه در خلقت انسان رعايت آن شده كه قليلى كه علم انسان ايشان به آن رسيده است بعض علما پنج هزار نقل كردهاند ، علم يقينى حاصل مىشود از براى او بر كمال علم خالق آنها و احاطهء او بر جميع امور كليه و جزئيه و جليه و خفيه از معلولات او كه بعد از اثبات وحدت صانع اندراج جميع ممكنات در آن ثابت مىشود و دلالت دارد بر قدرت او زيرا كه بديههء عقل حاكم است به اينكه امثال اين افعال از غير قادر صادر نمىشود و به اين كه جميع افعال چنين قادرى به قدرت و اختيار است . و ممكن است اثبات علم و قدرت واجب به علم و قدرت بعض معلولات