الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
62
ضياء القلوب ( فارسى )
ذهن از سلسلهء ديگر انتفاعى ندارد زيرا كه موجود در ذهن از كل اين دو سلسله متناهيند و تماميت برهان تطبيق نيز موقوف است به وجود هر دو سلسله و تطبيق معدوم در نفس الأمر به معدوم با موجود در ذهن يكى از آن دو سلسله به موجود در ذهن از سلسلهء ديگر وجهى ندارد . جواب گوئيم كه : سبب احتياج ممكن به علت امكان است نه حدوث يا امكان به شرط حدوث . آيا نمىبينى كه : در عقل سليم وقتى كه ملاحظهء ممكن بودن چيزى كند بعد از ابطال اولويت ذاتيت حكم حزم به احتياج آن به علت مىكند به محض « 1 » اين و فرقى ميان وجود اولى و استمرار وجود در امكان نيست و الا قلب ماهيت از امكان به وجود لازم مىآيد . و چون دانستى كه علت احتياج ممكن امكان است مىگوئيم كه : « ا » محتاج است به علت كه با او موجود باشد كه « ب » است و « ب » كه علت اوست اگر ممكن باشد در حين وجود « ا » محتاج است به علت اگر چه وجوب « ب » در حين وجود « ا » وجود اولى « ب » نباشد ، و همچنين وجود علت « ب » و علت علت آن ؛ و چون « ب » اجتماع جميع علل و معلولات سابقه بر « ا » لازم آمد هر يك از برهان تضايف و تطبيق تمام است بىشك « 2 » .
--> ( 1 ) . در مخطوطه : محضى . ( 2 ) . سفينة النجاة : 33 .