الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

141

ضياء القلوب ( فارسى )

[ ردّ ابو هاشم ] و اما آنچه ابو هاشم گفته است با ندور ناقل و ظهور آثار افترا كه بر تو ظاهر شد اگر فرض صدق آن كنيم به وجهى از وجوه شايد كه بعد از نزول آيهء ولايت در شأن امير المؤمنين عليه السّلام چون تبرّى كرد عباده از ولايت يهود و متمسك شد به خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله خوانده باشد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين آيه را به واسطه تسليهء او به اين قسم كه كسى كه اولى به او خداى تعالى و رسول او صلّى اللّه عليه و آله و امير المؤمنين عليه السّلام باشند يا محبت او محبت خاصه كه تجاوز نكند از ايشان يا ناصر او نصرتى كه از ايشان تجاوز نكند اين اوليا باشند مناسب نيست به او كه از تبرّى يهود وحشت كند بلكه سزاوار آن است كه انس او به اولياء او باشد . [ ردّ نزول آيه در شأن عباده ] و ممكن است كه قرائت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آيه را به عباده به امر اللّه تعالى شده باشد به خصوص در وقت تبرّى او از تولّى يهود . و ممكن است كه قرائت آن حضرت به عباده به اعتبار اندراج او باشد در عموم مخاطبان . و به هر دو تقدير قرائت اين آيه تسليهء عباده مىتواند بود از استيحاش . و به تقدير امر اللّه تعالى به قرائت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آيه را به عباده به خصوص دلالت ندارد كه نزول آن در شأن او باشد چنان كه بعضى توهم كرده‌اند . و اگر تسليم كنيم كه در شأن عباده بر وجهى نازل شده باشد مىگوييم : گويا چون عباده وحشت كرده بود از تبرى يهود نازل ساخته است تعالى در حين تصدّق امير المؤمنين عليه السّلام راكعا آيهء مذكوره را به واسطه تسليهء او به اينكه از