الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

138

ضياء القلوب ( فارسى )

شده است در جماعتى از اصحاب نبى صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه ايشان در صلاة و در ركوع بودند پس اللّه تعالى گفته : آنانى كه ايمان آورده‌اند آنانى كه اقامت صلاة مىكنند و زكات مىدهند و بالفعل در ركوعند ، و قصد نكرده است كه ايشان زكات مىدهند در حال ركوع بلكه اراده كرده است كه اين طريقهء ايشان است و ايشان بالفعل در ركوعند . و به آنچه گفته است باز صاحب « مغنى » بعد از كلام طويلى كه از شيخ خود ابو هاشم نقل كرده است كه او گفته است كه : به تحقيق كه روايت شده است در شأن عبادة بن صامت بنا بر آنكه او داخل شده بود در قسم يهود ، اما از آن اظهار برائت كرد از ايشان و از ولايت ايشان و متمسك شد به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، گفت كه : پس نازل كرد اللّه تعالى اين آيه را از براى تقويت قلوب كسى كه داخل در ايمان شده از براى بيان كردن اينكه ناصر او خدا و رسول او و مؤمنانند . جواب مىگوييم كه : نقل اجماع در امرى با ندرت نقل خلاف صحيح نيست اگر تجويز حقّيّت خلاف كنند و به دليل قاطع بطلان آن ظاهر نشود و اجماعى بر آن خلاف متقدم و متأخر نشده باشد ، و ما نحن فيه چنين نيست به واسطهء آنكه كثرت روايات ايشان در نزول آيه در شأن آن حضرت بعد از تصدّق او به خاتم خود در حال ركوع و عدم معروفيت روات به كذب و بودن ايشان از روات جمهور و عدم دواعى كذب هم چنان كه در موضعش ظاهر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى برهان قاطع است بر نزول آيه در شأن او . پس نقل دو قول مذكور كه التفات آن دو قول اكثر علما ايشان به عنوان نقل و احتمال هم نكرده‌اند با قوت داعى و صاحب « مغنى » هم جرأت نكرده به آن كه قائل به تحقق اين دو قول با يكى از اين دو قول بشود و يكى از دو شيخ او هم به عنوان نسبت تعامل غير معلوم به لفظ « قيل » گفته و شيخ ديگر به عنوان