الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
111
ضياء القلوب ( فارسى )
را به قول خود كه وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً « 1 » و منع مىكند ما را عمر ؟ ! پس گفت عمر كه : همهء مردم داناترند از عمر تا آنكه زنان در خانهها « 2 » . اين بود مضمون استدلال و جواب كه در « شرح مختصر » نقل شده بود « 3 » . و مخفى نيست كه استدلال تمام و متين است و جواب بىصورت و ضعيف زيرا كه ما قبول نداريم كه كل واحد از احتمالات كه در استدلال مذكور شده است خلاف ظاهر است و بر تقدير قبول مىگوئيم كه : شايد كه هر يك از احتمالات به تنهائى خلاف ظاهر باشد اما وقوع يكى از اين احتمالات راجح يا مساوى باشد مر عدم وقوع هيچ يك از اين احتمالات را . و كسى استبعاد نكند كه چون تواند بود كه كلّ واحد از احتمالات مرجوح و وقوع يكى از آنها راجح يا مساوى باشد زيرا كه هرگاه فرض كنيم كه يك جامه از دو جامه نجس است و بر ما مشتبه باشد احتمال نجاست در هر واحد بخصوصه مرجوح است و احتمال تحقق آن نجاست در يكى از پنج مساوى عدم تحقق و در يكى از هفت راجح است و در يكى از دو مرجوح و در يكى از مجموع يقينى . پس ظاهر شد كه واحد بخصوصه مرجوح و يكى از مجموع يقينى مىتواند شد ، چه جاى توهم عدم امكان اختلاف در مرجوحيت و راجحيت است . و دو مثال كه در عدم سكوت مذكور شد دلالت بر عدم سكوت دائم
--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) : 20 . ( 2 ) . بنگريد به : الطرائف ابن طاوس : 471 و تعليقهء مناسبى كه ابن طاوس بر حديث افزوده است ، المناقب ، شيروانى : 342 ، الغدير 6 / 97 به نقل از منابع مختلف . ( 3 ) . سفينة النجاة : 62 .