الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
104
ضياء القلوب ( فارسى )
و در السنهء اهل اسلام دروغ است ؟ يا هر دو حق است و با آن حقيقت نشناختن اين منافق سبب آن است كه مردن كسى مثل مردن جاهليت باشد ؟ ! در جواب اين بيچاره گويند كه : متوكل بغض حضرت امير المؤمنين داشته و بغض دارندهء آن حضرت منافق است ، اما شناختن اين منافق واجب و نشناختن او باعث دخول نار است و شناختن امثال اين منافق باعث نجات از دخول نار . و با سخافت امثال اين كلمات آيا تعميم مىكند امام را به حيثيتى كه شامل سلاطين كفر و طغيان مثل يزيد و چنگيز و اولاد او كه سلطنت معظم بلاد اهل اسلام به ايشان منتقل بود و امثال ايشان از سلاطين باشد يا تخصيص مىدهد امام را به غير امثال ايشان ؟ و ثانى : همچنان كه تخصيص بعض مروانيه دلالت بر آن دارد مشتمل است با سخافت مذكوره بر تخصيص عام بىدليل زيرا كه هرگاه شناختن منافق سبب نجات از نار باشد احتمال دارد كه شناختن بعض كفار نيز چنين باشد ، پس تخصيص وجهى ندارد . و اول مشتمل است به زيادتى ركاكت بر سخافت . و به آنچه مذكور شد ظاهر شد كه كلام اشتروشى اصلا وجهى ندارد چه كسى كه به امامت ابو بكر قائل است قائل است به انقطاع امامت بعد از سى سال ، پس تو هم دلالت خبر « من مات . . » الى آخره بر اين قول وجهى ندارد . و ظاهر است كه دليل ديگرى كه شايستهء نقل باشد ندارد و الا در كتب امامت اين طائفه نقل خواهستند كرد .