العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

90

شرح كشف المراد ( فارسى )

جواب ما : مقدّمه : محال بر دو قسم است : 1 - محال ذاتى كه شيء ذاتا قابليت وجود ندارد مثل تناقض . 2 - محال وقوعى كه شيء ذاتا قابليت تحقق را دارد ولى بالفعل در خارج هرگز واقع نمىشود چون داعى بر آن نيست با اين مقدّمه مىگوئيم : شما كه مىگوئيد قبيح بر خدا محال است اگر مرادتان استحالهء ذاتيه است يعنى قبيح قابليت وجود را ندارد مىگوئيم : سخن شما باطل است زيرا اگر قبيح محال ذاتى بود پس هرگز نبايد موجود شود درحالىكه در مورد انسان ما مشاهده مىكنيم كه گاهى فعل قبيح انجام مىدهد و اين دليل بر امكان قبيح است به امكان ذاتى و هر ممكنى هم مقدور حق هست ولى اگر مرادتان استحالهء وقوعى باشد يعنى خداوند چون حكيم است هرگز داعى بر انجام كار قبيح پيدا نمىكند ما هم قبول داريم ولى اين دليل بر عجز نيست نظير اينكه شما قدرت دارى اين جام زهر را سركشى ولى هرگز انجام نمىدهى چون عقل به تو اجازه نمىدهد در مورد خداوند هم حكمت و عدل الهى مانع از فعل قبيح است . 6 - آقاى ابو القاسم كعبى بلخى مىگويد : خداوند بر امثال كارهائى كه ما انسانها انجام مىدهيم قادر نيست اين كلام دو جور قابل تفسير است : 1 - چون بر افعال اختياريه‌اى كه ما انجام مىدهيم عنوان طاعت و معصيت صادق است و در مورد خداوند اطاعت و عصيان مفهومى ندارد كه بگوئيم : خدا با انجام فلان كار مطيع شد و با انجام فلان عمل عاصى گرديد پس قادر بر امثال اين افعال نيست . 2 - افعال اختياريه‌اى كه ما انجام مىدهيم مشتمل است بر يك سلسله