العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
91
شرح كشف المراد ( فارسى )
حركات و سكناتند و اين دو از عوارض جسمند و حيث اينكه خداوند جسم نيست پس قدرت بر امثال اين افعال هم ندارد . جواب : هر دو تفسير قابل جواب است : امّا اوّلى : عنوان طاعت و معصيت بودن مثل عنوان ضرب و قتل و . . . يك وصف و عنوان اعتبارى است كه ما روى يك ماهيت و ذات مىگذاريم و اين اوصاف موجب اختلاف ذات و ماهيت عمل نمىگردد پس بايد خود آن ذات را حساب كرد آنگاه مىگوئيم : اگر ذات العمل ممتنع بود پس نبايد از انسان هم سر بزند و حيث اينكه انسان انجام مىدهد پس ممكن است و هر ممكنى مع الواسطه يا بلا واسطه مقدور حق است . و امّا دوّمى : درست است كه حركت و سكون از عوارض جسمند و خدا جسم نيست تا متحرك يا ساكن باشد ولى خداوند قدرت بر ايجاد حركت و سكون كه دارد پس اين نيز مقدور حق است . 7 - آقايان جبّائيان يعنى ابو على جبائى و ابو هاشم جبائى گفتهاند : خداوند بر عين افعال ما انسانها قادر نيست يعنى ما در اين افعالمان علت تامه و فاعل مستقل هستيم و خدا در آن دخالتى و تأثيرى ندارد بدليل اينكه اگر همين عمل بعينه مقدور خدا هم باشد در صورتى كه هم خدا و هم ما اراده كنيم فعل را موجود مىشود و اگر هر دو اراده كنيم ترك را معدوم مىشود ولى اگر اتفاقا خدا مثلا اراده كند ايجاد آن را و ما اراده كنيم عدم آن را لازم مىآيد كه وجود و عدم آن شيء در آن واحد جمع شوند و اين تناقض است و هو باطل پس بايد گفت در عين فعال ما ذات حق تأثيرى ندارد .