العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

82

شرح كشف المراد ( فارسى )

و ايجاد نكردن آن هم در همين آن ممكن باشد آيا اين تناقض نيست ؟ و امّا احتمال ثانى : در حال عدم هم آن اثر واجب العدم و ممتنع الوجود است به حكم الشىء ما لم يمتنع لم يعدم آنگاه چگونه معقول است كه در همان آن ممكن الوجود هم باشد ؟ آيا اين يك بام و دو هوا نيست ؟ آيا اين كوسه و ريش پهن نيست ؟ آيا اين تناقض نيست ؟ در نتيجه فاعل مختار معقول نيست بلكه يا وجوب وجود است و يا وجوب عدم و امتناع وجود . جواب ما : ما اختيار مىكنيم احتمال دوّم را يعنى مىگوئيم قدرت به اين شيء در حال عدم آن تعلق مىگيرد منتهى منظور آن نيست كه اين شيء هم اكنون كه معدوم و ممتنع الوجود است همين الان هم با وصف معدوميت مقدور و ممكن الوجود مىباشد تا شما اشكال كنيد كه اين دو قابل جمع نيستند و تناقض است بلكه منظور ما اينست كه اين اثرى كه بالفعل معدوم است ولى ذاتا قابليت وجود را دارد در آينده امكان وجود دارد يعنى ممكن است فاعل اراده كند و او را ايجاد كند و ممكن است اراده نكند و او ايجاد نشود و وجود در آينده با عدم در زمان حال كاملا قابل جمع هستند بدون اينكه تناقضى باشد اگر شما بگوئيد وجود در آينده قيد و شرطش استقبال است و اين شرط فعلا ممتنع الوجود است و هنگامى كه شرط ممتنع شد پس مشروط هم كه وجود در مستقبل باشد هم اكنون ممتنع خواهد بود پس وجود در مستقبل الان كه مقدور نيست و هنگامى كه شرط حاصل شد يعنى استقبال از راه رسيد و تبديل به حال شد ما نيز كلام را از سر مىگيريم يعنى مىگوئيم : آيا قدرت بر فعل و ترك اين اثر در حال وجود آنست يا در حال عدم هر كدام كه باشد اشكال دارد به همان بيان فوق . ما خواهيم گفت : اگر منظور ما اين بود كه وجود در مستقبل الان