العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
83
شرح كشف المراد ( فارسى )
مقدور است حق با شما بود كه خير الان ممتنع است ولى منظور ما اينست كه چيزى كه الان معدوم است ولى قابليت وجود دارد در آينده مقدور است و به لحاظ مستقبل متعلق قدرت است يعنى يك ساعت ديگر يا فاعل اراده مىكند و آن اثر را ايجاد مىكند و يا در آينده هم اراده نكرده و ايجاد نخواهد كرد . اعتراض چهارم : طبق بيان شما قدرت نسبت به دو طرف وجود و عدم يكسان است يعنى امكان وجود هست امكان عدم هم هست حال ما مىگوئيم : اگر فاعل قدرت بر فعل داشته باشد پس بايد قدرت بر ترك هم داشته باشد و لكن قدرت بر ترك ندارد پس قدرت بر فعل هم نخواهد داشت بلكه مجبور به فعل است . امّا اينكه قدرت بر ترك ندارد به جهت اينكه اوّلا شأن قدرت تأثير گذاردن و ايجادگرى است و ترك امرى عدمى است يعنى عدم الفعل و امر عدمى قابليت تأثير و ايجاد شدن را ندارد ، عدم عدم است و چيزى نيست كه قابل ايجاد باشد يعنى بگوئيم خداوند تأثير گذارده و نيستى را آفريد و ثانيا عدم امرى ازلى است و امر ازلى مقدور واقع نمىشود بر خلاف امر حادث و امّا اينكه قدرت بر فعل هم ندارد بلكه فعل كه مثلا خلقت عالم باشد جبر است بدليل اينكه خودتان قبول داريد كه قادر كسى است كه هر دو طرف فعل و ترك براى او ميسور باشد و اگر امكان ترك نبود پس فعل هم ممكن و مقدور نيست بلكه جبرى است . فلا فاعل مختار فى العالم . جواب ما : اگر ما مىگفتيم : قادر مختار كسى است كه ان شاء فعل الوجود و ان شاء فعل العدم جاى اين اعتراض بود كه عدم آفريدنى و تأثير پذيرفتنى نيست ولى ما مىگوئيم : قادر مختار كسى است كه ان شاء فعل و ان لم يشاء لم يفعل يعنى در جانب ترك عدم الفعل است نه فعل العدم و عدم