العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

80

شرح كشف المراد ( فارسى )

محال و ممتنع خواهد بود زيرا با نبود علت تامه محال است كه معلول بود شود پس هر فاعلى يا مجبور به فعل است اگر مستجمع همه جهات تأثير باشد و يا مجبور به ترك است اگر همه آن عوامل فراهم نباشد فلا تتحقق المكنة من الطرفين فلا فاعل مختار فى العالم . جواب ما : ما هم قبول داريم كه صدور فعل از فاعل منوط به شرائطى است و تا آن اجزاء علت تامه فراهم نشود آن فعل صادر نمىشود و لكن سخن ما اينست كه در مورد فاعلهاى مريد كه با اراده فعل انجام مىدهند مثل خداوند و انسان و جن به اعتقاد ما يكى از اجزاء علت تامه و جزء اخير آن عبارتست از ارادهء فاعل يعنى اگر تمام مقدمات فعل فراهم باشد ولى فاعل اراده نكند و انگيزه بر فعل نداشته باشد صدور فعل از محالات است آنگاه مىگوئيم : در چنين فاعلى اگر از اراده قطع نظر نموده و تنها به قدرت ذاتيه چشم بدوزيم بايد بگوئيم صدور چنين عملى از خدا يا انسان ممكن است به اين معنى كه اگر اراده كند و بخواهد انجام خواهد داد ولى با انضمام اراده صدور واجب است يعنى وقتى اراده كرد حتما انجام خواهد داد آنگاه با آمدن اراده صدور الفعل واجب و ضرورى مىشود و لكن سرچشمه اين وجوب و ضرورت وجود همان اراده و اختيار فاعل است و در اصل ارادهء فعل كسى او را مجبور ننموده پس جبرى در كار نيست و بقول حكماء : الوجوب بالاختيار [ بالارادة ] لا ينافى الاختيار [ القدرة ] بل يحققه يعنى وجوب وجودى كه از ارادهء فاعل مريد سرچشمه گرفته است منافاتى با قدرت و توانائى فاعل مريد ندارد تا بگوئيم جبر در كار است بلكه به عكس است يعنى وجوب بالاختيار تحقّق بخشندهء قدرت و توان است چون اگر فعل من نبود با اراده من هم محقق نمىشد چنان كه در جاى ديگر مىگويند : الامتناع بسوء الاختيار [ اى الارادة ] لا ينافى الاختيار [ اى القدرة ] بل يحققه ، يعنى اگر فرض كنيم انسانى از