العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
77
شرح كشف المراد ( فارسى )
و امكان ندارد كه فاعل قديم و فعل حادث باشد . ابطال لازم : امّا اينكه مؤثر در عالم حادث باشد مستلزم تسلسل است چون خود او هم محتاج به مؤثر ديگرى است و اگر مؤثر ديگر هم حادث باشد و هكذا . . . تسلسل پيش مىآيد و هو باطل كما سبق و امّا اينكه عالم قديم باشد باطل است چون فرض اينست كه عالم حادث است و برهان حدوث اين معنا را تضمين كرد حال اگر بخواهد قديم هم باشد هم خلف فرض است و هم منجر به تناقضگوئى مىشود چون حادث يعنى نبود پس بود شد پس حالت سابقهء عدم دارد و قديم يعنى هميشه بوده و حالت سابقهء عدم ندارد و اين دو صفت در يك شيء قابل جمع نيست . نتيجه مىگيريم كه : پس ملزوم هم باطل است يعنى مؤثر فاعل موجب نيست و وقتى احتمال اول باطل شد خود به خود احتمال ثانى تعين پيدا مىكند و آن اينكه خداوند فاعل مختار است و هذا هو المطلوب . قوله و الواسطة غير معقولة : مرحوم خواجه طوسى پس از اثبات اصل مدّعا يعنى فاعل مختار بودن خداوند شروع مىكنند در بيان شبهاتى كه از سوى مخالفين اين مطلب عنوان شده و جواب از اين اعتراضات و مجموعا چهار اعتراض را مطرح مىكنند : اعتراض اول : مدّعاى شما اينست كه : واجب الوجود فاعل مختار است ولى دليل شما همين اندازه ثابت مىكند كه مؤثر در عالم قادر مختار است و اين دليل به درد آن مدعا نمىخورد زيرا محتمل است كه مؤثر در عالم مستقيما خود واجب الوجود باشد بنا بر اين وقتى ثابت شد كه مؤثر عالم فاعل مختار است پس ثابت هم مىشود كه اللّه تعالى فاعل مختار است و محتمل است كه