العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

76

شرح كشف المراد ( فارسى )

او هم هست فى المثل هرگاه نار برافروخته شد حرارت هم حتما موجود خواهد شد و تخلف‌بردار نيست ولى در فاعلهاى مختار اين انفكاك و جدائى كاملا ميسور است زيرا افعال او در گرو اراده است و لذا ممكن است نسبت به فعلى داعى داشته باشد و اراده بكند و انجام دهد ولى نسبت به فعل ديگر و لو قادر است امّا چون انگيزه ندارد انجام ندهد پس فاعل هست و قدرت هم دارد ولى فعل او فعلا نيست همانند انسان نسبت به كتابت . با حفظ اين دو مقدمه مىگوئيم : مدعاى ما اينست كه واجب الوجود لذاته فاعل مختار است نه فاعل موجب دليل اين مدعا : از طرفى عالم آفرينش حادث است يعنى نبود و بعد بوجود آمد [ اين مطلب هم از راه علمى و هم فلسفى و هم كلامى قابل اثبات است كه سابقا اشاره شد ] . از طرف ديگر هر حادثى محتاج به محدث و مؤثر است [ اين نيز سابقا بيان شد با ذكر احتمالات و بيان اينكه خود عالم بوجودآورندهء خود نيست للتناقض ، دست تصادف هم خالق عالم نيست پس مؤثر خارجى در كار است ] حال مىگوئيم : آن مؤثر خارجى از دو حال خارج نيست : 1 - فاعل موجب باشد 2 - فاعل مختار باشد [ قضيه از لحاظ منطق قضيهء منفصله حقيقيه است كه شق ثالث ندارد بلكه هم مانعة الجمع است و هم مانعة الخلو ] احتمال اوّل را با يك قياس استثنائى اتصالى ابطال مىكنيم و آن اينكه : اگر مؤثر در عالم فاعل موجب باشد يا لازم مىآيد حدوث مؤثر و يا لازم مىآيد قدمت عالم و لازم به هر دو قسمش باطل است پس ملزوم هم باطل است . اثبات ملازمه : در مقدمه ثانيه همين بحث گفتيم كه قانون فاعل موجب آنست كه انفكاك فعل از فاعل در آنجا محال است پس اگر مؤثر در عالم فاعل موجب باشد يا بايد فعل و فاعل هر دو قديم باشند و يا هر دو حادث