العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

566

شرح كشف المراد ( فارسى )

( مسأله دهم ) شفاعت دهمين مطلب در باب معاد پيرامون مسأله شفاعت است ، حقيقت شفاعت عبارتست از واسطه شدن در جهت ايصال منفعتى به ديگران و يا در جهت دفع ضرر از كسانى كه لايق شفاعت باشند ، پيرامون شفاعت از ابعاد مختلفه مىتوان بحث نمود ولى ما در محدودهء كتاب پيش مىرويم : اصل مسأله شفاعت از مسائل متفق عليها ميان شيعه و سنى است و بلكه در مكتب شيعه مىتوان گفت از ضروريات مذهب است و آيات و روايت بسيارى بر اين امر دلالت دارند كه ما به يك آيه و يك حديث قناعت مىكنيم : امّا آيه : قرآن در سورهء بنى اسرائيل آيه 79 مىفرمايد : وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً و مرحوم طبرسى در مجمع البيان فرموده : اجمع المفسرون بر اينكه مراد از مقام محمود همانا مقام شفاعت است . و امّا روايت : حديثى است مشهور از نبى اكرم كه حضرتش ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمودند : ادخرت شفاعتى لاهل الكبائر من امتى يعنى شفاعت خود را براى اهل كباير از امتم ذخيره نموده يا تأخير انداختم پس اصل مطلب مورد اشكال نيست انما الكلام در اينست كه چه گروهى مشمول شفاعت پيامبر و ائمه ( عليهم السلام ) مىشوند ؟ در مسأله سه نظريه وجود دارد : 1 - گروهى به نام وعيديه كه در مسائل اعتقادى طرفدار سختگيرى هستند مىگويند : شفاعت مخصوص مؤمنينى است كه مستحق ثواب باشند نه از آن فاسقين و گناهكاران امت و حقيقت شفاعت هم عبارتست از طلب زيادى