العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

552

شرح كشف المراد ( فارسى )

طاعت استحقاق ثواب دارد و نه دوّمى با اين معصيت مستحق عقاب مىگردد . پس موافات يعنى مؤمن و كافر مردن شرط متأخر است براى استحقاق ثواب و عقاب و به نظر مصنف همين قول حق است و استدلال مىكنند به دو آيه از قرآن : 1 - قرآن به پيامبرش مىگويد : لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ يعنى حتى توى پيامبر هم اگر مشرك شوى اعمالت تباه شده و بهره‌اش در قيامت به تو نخواهد رسيد . 2 - قرآن به مسلمين خطاب كرده مىگويد : وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ يعنى هر يك از شما كه مرتد شود و از دين برگردد و به حال كفر بميرد اعمالش حبط شده و به او نخواهد رسيد و همانند خرمن هيزمى است كه جمع نموده و با يك چوب كبريت همه را آتش زده است . توضيح اين استدلال : منظور از احباط چيست ؟ سه احتمال دارد : 1 - مراد اين باشد كه اعمالى كه قبل از احباط انجام داده‌اى از همان اصل و اساس باطل بوده . 2 - منظور اين باشد كه ثواب الهى پس از اينكه ثابت شد ساقط مىشود و به تو داده نمىشود . 3 - منظور اين باشد كه كفر و شرك آن را ابطال نمود امّا دو احتمال اول كه باطل است فتعين احتمال ثالث دليل بر ابطال احتمال اوّل اينكه اولا آيات بطلان را بر شرك متجدد معلق ساخته پس معلوم مىشود از اصل باطل نيست و ثانيا آيات به صورت جمله شرطيه و شرط و جزاء آمده كه هميشه شرط و جزاء بر يك امر آينده معلق مىشود پس احتمال اول باطل است و امّا ابطال احتمال ثانى در مسأله بعد يعنى مسأله هفتم خواهد آمد فتعين الاحتمال الثالث و هو الحق .