العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
55
شرح كشف المراد ( فارسى )
عدم مجامع و يا ليسيت ذاتيه و يا لا اقتضاء محض يعنى ذاتا نه اقتضاى وجود داشت و نه اقتضاى عدم كه از اين تعبير مىكنيم به ليسيت ذاتيه ، حال فلاسفه عالم اجسام را قديم زمانى و حادث ذاتى مىدانند ولى متكلمين جهان را حادث به حدوث زمانى مىدانند ولى متكلمين جهان را حادث به حدوث زمانى مىدانند يعنى مىگويند زمانى بود كه عالم نبود و تنها خدا بود سپس شروع كرد به عالمآفرينى و مرادشان از زمان ، زمان موهوم است كما سيأتى . و امّا اصل هفتم : ماديات و اجسام علاوه بر خواصى كه براى هر كدام وجود دارد و بتوسط آنها از يكديگر ممتاز مىگردند يك سلسله ويژگيهاى عمومى دارند كه در تمام اجسام و جسمانيات جارى است و آنها عبارتند از : 1 - حركت : تمام پديدههاى مادى يا خود متحركند و يا در پوشش يك حركت عمومى قرار دارند مثل حركت زمين بدور خود و بدور خورشيد . 2 - انقسام و تجزيهپذيرى : تمام ماديات در ابعاد ثلاثه طول و عرض و ارتفاع قابل قسمتند و اين قبول انقسام نامتناهى است يعنى به نقطهاى نمىرسيم كه انقسامى نباشد حتى اگر تقسيم خارجى ميسر نباشد انقسامات وهمى تا بىنهايت ادامه دارد . 3 - تشخص و جزئيت : همه مادياتى كه در خارج هستند داراى تشخص و جزئيتند يعنى هيچكدام بر ديگرى قابل انطباق نيست و بقول حكماء : الشيء ما لم يتشخص لم يوجد . 4 - زمان : از آنجا كه همهء ماديات در حركت و در حال تغيير و تحول دائمند لذا از مقدار حركت آنها زمان انتزاع مىشود و مىگوئيم زمان از خواص ماده است يعنى هيچ موجود مادّى نيست كه تمام زمان را فرا گرفته باشد بلكه هر موجودى در مقطعى از زمان واقع مىشود منتهى يكى زمان بيشترى را اشغال