العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
547
شرح كشف المراد ( فارسى )
آدم عاصى دائم هستند زيرا كه بالوجدان مدح مطيع در هر زمانى بايسته است و ذمّ عاصى هم كذلك مادامىكه ندامت نباشد چون اگر از كار نيك پشيمان شد از آن پس مدحى ندارد و اگر از كار زشت جدا پشيمان گرديد ديگر مذمتى ندارد و مدح و ذم معلول طاعت و معصيت هستند آنگاه خود معصيت و اطاعت مىشوند به منزلهء دائمى و در حكم دائمى در نتيجه ثواب و عقاب هم بايد دائمى باشند چون مدح و ذم معلول طاعت و معصيتند و ثواب و عقاب هم كذلك آنگاه اگر احد المعلولين دائمى بود مستلزم دوام يا بمنزلة الدوام علت است و دوام علت مستلزم دوام معلول ديگر خواهد بود [ در اصول به اين دليل اشكال شده كه متلازمين داراى دو حكم متضاد نمىتوانند باشند ولى اينكه حتما داراى دو حكم متساوى و مثل هم باشند دليلى ندارد ] پس ثواب و عقاب هم بايد دائمى باشد . 3 - ثواب و عقاب قيامت با نفع و ضرر دنيا فرق دارد در دنيا عسر و يسر و سود و زيان با همند يعنى چنين نيست كه انسانى در دنيا على الدوام در خوشى و سرور و سودمندى باشد و متقابلا انسانى على الدوام در ناخوشيها ، عسرها و فقر باشد بلكه روزگار هميشه فرازها و نشيبها دارد و بقول قرآن : فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ولى در آخرت چنين نيست بلكه آن كه در ثواب و خوشى است شادمانى خالص دارد و آنكه در عذاب است فقط عسر و سختى است حال اگر ثواب قيامت منقطع و پايانپذير باشد مستلزم الم و رنجى است بر صاحبش و اين با خالص بودن ثواب از شائبه رنج و فكر غم منافات دارد و نيز اگر عقاب عقبى منقطع باشد مستلزم آنست كه براى صاحبش سرور و شادمانى حاصل شود چون اين فكر كه بالاخره روزى نجات مىيابد او را خوشحال مىسازد و اين با خالص بودن عقاب منافات دارد پس ثواب و عقاب دائمى است ، اينها بحثهاى عقلى ولى از قرآن هم دوام به خوبى مستفاد است و آن آياتى است كه