العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

523

شرح كشف المراد ( فارسى )

فرض هم اينست كه بقاء ممكن الوجود است پس تناقض لازم مىآيد . 2 - و يا عدم بقاء مستند به فاعل است مىگوئيم : حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز سواء پس همين سخن را در جواهر هم بزنيد . 3 - و يا عدم آن مستند به ضدّ ديگرى است مىگوئيم : نظير اين حرف را در جواهر هم مىشود زد آنگاه قول به اين امور در بقاء نه در جواهر مستلزم ترجيح بلا مرجح است . 4 - و يا عدم خود بقاء هم مستند به انتفاء شرط آنست پس اين بقاء هم بقائش مستند به بقاء ديگر است آنگاه كداميك از اين دو بقاء شرط و وصف بقاء ديگرى باشد هر كدام را بگيريد مىگوئيم : چرا آن ديگرى نباشد ؟ و در نتيجه ترجيح بلا مرجح لازم مىآيد كه آن هم باطل است . قوله و اثباته فى المحلّ : گروهى از اشاعره و برخى از معتزله مثل ابو القاسم كعبى بلخى گفته‌اند : جواهر باقى و موجودند بتوسط بقائى كه خود آن بقاء قيام به اين جوهر دارد آنگاه هنگامى كه خداوند اراده مىكند اعدام آنها را اين بقاء را ايجاد نمىكند و وقتى بقاء نبود جوهر نابود است . خواجهء طوسى در مقام ابطال اين قول مىفرمايد : اين سخن مستلزم توقف يك شيء بر نفس خود است يا بواسطة و يا بلا واسطه « صغرى » . و توقف الشيء على نفسه مطلقا باطل است « كبرى » . پس اين سخن فاسد است « نتيجه » .