العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
512
شرح كشف المراد ( فارسى )
الموجود يعنى چيزى موجود است و ما او را اعدام مىكنيم ، و اينكه گفتيد : ما قبول نداريم كه ضد اجسام اولويت داشته باشد به اعدام اجسام لوقوع التضاد من الطرفين . . . ما مىگوئيم : چه اشكالى دارد كه كسى اين اولويت را احتمال بدهد و لو سبب آن مجهول و ناشناخته باشد ؟ امكان اين معنا كه هست [ و بقول ابن سينا : كلّما قرع سمعك و لم يقم على امتناعه برهان فذره فى بقعة الامكان ] و آخرين جواب ما اينست كه : چه اشكالى دارد كه اين اجسام كه يك سلسله جواهرند وجودشان مشروط به وجود يك سلسله اعراض از قبيل حركت - زمان و . . . باشد كه اين اعراض آنا فآنا يافت مىشوند آنگاه تا زمانى كه خداوند اين اعراض را تجديد كند شرط وجود جسم موجود است جوهر هم موجود خواهد بود و همينكه خداوند ايجاد اعراض را متوقف كرد شرط الوجود منتفى مىشود و اذا انتفى الشرط انتفى المشروط ؟ تمام اين امور ممكن است و هر كدام هم دليل بر امكان عدم عالم ما است . 4 - بيشتر متكلمين مذاهب آسمانى طرفدار امكانند و مىگويند : عالم ممكن العدم است و به نظر مصنف كتاب همين حق است و دليل مطلب آنست كه عالم ما ممتنع الوجود كه نيست و گرنه موجود نمىشد درحالىكه هست و همچنين واجب الوجود هم كه نيست و الّا حادث نمىشد بلكه قديم بود درحالىكه حادث است پس اين عالم ممكن الوجود است و ممكن آنست كه از خود لا اقتضا است و نسبت او به دو طرف وجود و عدم مساوى است پس تا ارادهء خدا هست عالم نيز هست و همينكه اراده برداشته شد عالم هم نابود مىشود .