العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
44
شرح كشف المراد ( فارسى )
الوجود ؟ اگر بفرمائيد : واجب الوجود است خواهيم گفت : فهو المطلوب ولى اگر بگوئيد : آن مؤثر خارجى هم ممكن الوجود است خواهيم گفت : به حكم قانون مذكور ، بوجودآورندهء اين ممكن دوم كيست ؟ اگر بفرمائيد خالق ممكن دوم همان ممكن اوّلى است خواهيم گفت : اين دور است و دور هم باطل است بويژه دور مصرح و اگر بفرمائيد : موجود سوّمى آن دومى را خلق نموده نقل كلام به آن نموده و سؤال خود را تكرار مىكنيم آنگاه يكى از سه حالت بوجود مىآيد : 1 - يا دور لازم مىآيد كه باطل است . 2 - و يا تسلسل لازم مىآيد كه آن هم باطل است . 3 - و يا مىپذيريم كه جميع ممكنات به واجب منتهى شده و از آنجا سر چشمه مىگيرند كه مطلوب ما است فثبت وجود الواجب تبارك و تعالى . چند نكته : نكته اوّل : خوانندهء عزيز توجه دارد كه بحث ما يك گفتگوى صد در صد عقلى و استدلالى است و چنين بحثى تنها عقل و نيروى درّاكه را قانع مىسازد امّا كارى با وجدان و با فطرت ندارد و گرنه از ديدگاه اسلام و قرآن ايمان و باور قلبى و فكرى خوب است امّا يقين و يافتن بالاتر از آنست و توصيه اسلام اينست كه بقدرى بايد در اين راه رفت تا خداى را يافت و به فرمودهء اوّلين حقيقت ممكن يعنى خواجه كائنات . ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى و بقول شبسترى در گلشن راز : خليلآسا برو حق را طلب كن * شبى را روز و روزى را به شب كن رسيدن به مرحلهء يقين رياضت و مبارزه با هواى نفس را مىطلبد تا آنجا كه بقول حديث قدسى :