العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
415
شرح كشف المراد ( فارسى )
چه نيازى به بعثت انبياء بود خود انسان در هر مسألهاى كه دچار شك شد از اين اصل استفاده مىكرد و حكم به وجوب يا حرمت را برمىداشت و . . . پس باقى مىماند امام ( عليه السلام ) كه او حافظ و نگهبان شرع باشد . و امّا كبرى : امامى كه حافظ شرع است بايد معصوم باشد و الّا ممكن است بر اساس هواهاى نفسانى و يا خطا و نسيان حكمى را كم يا زياد كند و اين با مقام حافظ بودن سازگار نيست . 3 - ادلّه امر به معروف و نهى از منكر عموميت داشته و پر آن دامن پيامبر و امام را هم مىگيرد آنگاه اگر امام ( عليه السلام ) هم خطا و يا معصيتى از او سر زند بر ديگران واجب است كه بر امام انكار كنند و مخالفت نمايند و اين با قول قرآن كه فرموده : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ سازگار نيست چون در اين آيه بقول مطلق فرموده از اولى الامر در قول و فعل متابعت كنيد و اگر اولى الامر غير معصوم بود هرگز خداى حكيم چنين دستورى نمىداد آرى آقايان اهل سنت اولى الامر را به سلطان وقت تفسير مىكنند و معتقدند كه اطاعت آن در هر عصرى لازم است پس آخوندهاى مزدور عربستان بايد از شاه فهد متابعت كنند و مظاهر اسلامى را نابود كنند و . . . پس بايد امام معصوم باشد . 4 - غرض از نصب امام ( عليه السلام ) عبارتست از انقياد و تسليم بىچون و چراى مردم به امام و متابعت از او و اگر خود امام اهل عصيان و فسق و فجور باشد لازم مىآيد كه اعتماد جامعه از او سلب گردد و اگر اعتماد سلب شد لازم مىآيد مردمان از او متابعت نكنند و اين مستلزم نقض غرض است و هو قبيح . 5 - اگر امام ( عليه السلام ) معصيتى انجام دهد لازم مىآيد كه مقام او از عوام الناس هم پائينتر شود چون عوام الناس ندانسته و در اثر نداشتن